مـجله دیـــــنی فرهــنگی بیــــــنشجو
آنچه مهم است این است که طلبه‌ى دین، عالم دین و روحانى -به اصطلاح رایج- وظیفه‌ى خودش را در هر برهه‌اى از زمان تشخیص بدهد. اگر وظیفه تشخیص داده نشد، علم و تقوا و مانند اینها به درد نمیخورد؛ یعنى... ادامه »
اقتصاد

استقلال اقتصادی / استقلال/وابستگی اقتصادی

مربوط به :بیانات در دیدار مردم آذربایجان - 1392/11/28
عنوان فیش : نظام سلطه, استقلال اقتصادی, حضور مردم در صحنه, عدالت اجتماعی
کلیدواژه(ها) : نظام سلطه, استقلال اقتصادی, حضور مردم در صحنه, عدالت اجتماعی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
دو پیام در این راهپیمایی‌های بیست‌ودوّم بهمن وجود داشته است: یکی پیام استقامت، یکی پیام وحدت. استقامت یعنی چه؟ یعنی ملّت ایران بر روی آرمانهای انقلاب ایستادگی دارند. ما آرمانهای ایجابی هم داشتیم، آرمانهای سلبی هم داشتیم؛ آرمانهای ایجابی ما عبارت بوده است از اینکه: ما دنبال عدالت اجتماعی هستیم؛ ما دنبال حضور مردمی در حوادث گوناگون کشور هستیم؛ ما دنبال اسلام هستیم؛ ما سعادت کشور را در عمل به تعالیم اسلامی میدانیم؛ ما دنبال اقتصاد مستقل هستیم؛ دنبال فرهنگ غیر وابسته‌ی به بیگانگان و فرهنگ اصیل اسلامی و ایرانی خودمان هستیم؛ ما دنبال پناه دادن به مظلوم و مقابله‌ی با ظالم هستیم؛ ما دنبال پیشرفت کشور هستیم؛ ما دنبال برجستگی علمی کشور هستیم؛ میخواهیم کشورمان در علم، در اقتصاد، در فرهنگ، در امور اجتماعی، در اخلاق، در معنویّت، پیشرو و پیش‌قدم باشد؛ پیامهای مثبت ایجابیِ انقلاب ما اینها است. یک پیامهای سلبی هم انقلاب داشت؛ پیام سلبی انقلاب این است که: ما تسلیم زورگویی نمیشویم، تسلیم باج‌خواهی نمیشویم، تسلیم نظام سلطه نمیشویم.
نظام سلطه یعنی اینکه چند قدرتِ دست یافته‌ی به توانایی مادّی و سلاح و پول و امثال اینها بخواهند بر دنیا حکومت کنند؛ مظهر نظام سلطه هم امروز آمریکا است. ملّت ایران در انقلاب گفت، در حوادث بعدی گفت، در جنگ تحمیلی گفت، در این بیست‌ودوّم بهمن گفت: ما تسلیم زورگویی و باج‌خواهی آمریکا نخواهیم شد.

مربوط به :بیانات در مراسم بیست و چهارمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی - 1392/03/14
عنوان فیش : خودکفایی, استقلال اقتصادی, نظام سرمایه‌داری غرب
کلیدواژه(ها) : خودکفایی, استقلال اقتصادی, نظام سرمایه‌داری غرب
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما نقشه‌ی راه داریم. نقشه‌ی راه ما چیست؟ نقشه‌ی راه ما همان اصول امام بزرگوار ما است؛ آن اصولی که با تکیه‌ی بر آن توانست آن ملت عقب‌افتاده‌ی سرافکنده را تبدیل کند به این ملت پیشرو و سرافراز. این اصول، اصولی است که در ادامه‌ی راه هم به درد ما میخورد و نقشه‌ی راه ما را تشکیل میدهد.
(...)
در اقتصاد، اصول امام تکیه‌ی به اقتصاد ملی است؛ تکیه‌ی به خودکفائی است؛ عدالت اقتصادی در تولید و توزیع است؛ دفاع از طبقات محروم است؛ مقابله‌ی با فرهنگ سرمایه‌داری و احترام به مالکیت است - اینها در کنار هم - امام فرهنگ ظالمانه‌ی سرمایه‌داری را رد میکند، اما احترام به مالکیت، احترام به سرمایه، احترام به کار را مورد تأکید قرار میدهد؛ همچنین هضم نشدن در اقتصاد جهانی؛ استقلال در اقتصاد ملی؛ اینها اصول امام در زمینه‌ی اقتصاد است؛ اینها چیزهائی است که در فرمایشات امام واضح است.

مربوط به :بیانات در شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد - 1391/06/09
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
میهمانان عزیز!
امروز آرمانهای اصلی جنبش عدم تعهد با گذشت شش دهه همچنان زنده و پابرجاست؛ آرمانهائی مانند استعمارزدائی ، استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، عدم تعهد به قطبهای قدرت و ارتقاء همبستگی و همکاری میان کشورهای عضو. واقعیتهای امروز جهان با آن آرمانها دارای فاصله است؛ ولی اراده‌ی جمعی و تلاش همه‌جانبه برای عبور از واقعیتها و دست یافتن به آرمانها، هرچند پُر چالش، لیک امیدآفرین و ثمربخش است.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان - 1391/05/16
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما با یک محاسبه‌ای، یک راهی را انتخاب کردیم. انقلاب اسلامی آمد تحولات عمده‌ای را در این کشور به وجود آورد؛ سلطنت را تبدیل کرد به حکومت مردم، مردم‌سالاری؛ وابستگی را تبدیل کرد به استقلال؛ عقب‌ماندگی تاریخیِ مزمن را تبدیل کرد به پیشرفت - که دارید می‌بینید - تحقیرشدگی را تبدیل کرد به اعتماد به نفس و احساس عزت؛ اینها کارهای انقلاب بوده. خب، دشمن ما، یعنی آن دستگاه مقتدرِ مادی که تا قبل از انقلاب بر اقتصاد این کشور و سیاست این کشور و فرهنگ این کشور و منابع این کشور و تصمیمهای مسئولان این کشور مسلط بوده، از این وضع ناراحت است؛ میخواهد این را عوض کند؛ چه کار کند؟ برای او تنها راه، منحصر در این است که ملت ایران و مسئولین ایران در نهایت به یک محاسبه‌ای برسند که احساس کنند ادامه‌ی این راه به صرفشان نیست.

مربوط به :بیانات در دیدار کارگزاران نظام - 1391/05/03
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
بعضی وانمود میکنند که آرمان‌گرائی با واقع‌بینی نمیسازد؛ این را ما بشدت رد میکنیم. بسیاری از آرمانهای جامعه‌ی ما و مطالبه‌ی آنها جزو واقعیتهای جامعه است. مردم مایلند عزت ملی داشته باشند، مردم مایلند زندگی ایمانمدار و دینمدار داشته باشند، مردم مایلند در امور اداره‌ی کشور و مدیریت کشور سهیم باشند - یعنی مردم‌سالاری - مردم مایلند پیشرفت داشته باشند، استقلال سیاسی و اقتصادی داشته باشند؛ اینها خواسته‌های عمومی مردم است. این خواسته‌ها، واقعیتهای جامعه است؛ این واقعیتها دقیقاً در جهت آرمان‌خواهی است؛ اینها که مسائل تحلیلی و ذهنی نیست، اینها که موهومات نیست، اینها که ذهنیات نیست؛ اینها واقعیاتی است که در جامعه وجود دارد. یک جامعه‌ی زنده و مؤمن دنبال این چیزهاست؛ میخواهد عزت ملی داشته باشد، میخواهد استقلال داشته باشد، میخواهد پیشرفت داشته باشد، میخواهد آبروی بین‌المللی داشته باشد؛ اینها خواسته‌هائی است که مردم دارند؛ اینها در جهت آرمانهاست؛ و این خواستن، جزو واقعیتهای قطعی جامعه است. بنابراین واقعیات میتواند در خدمت و معطوف به آرمانها باشد. بله، ذکر آرمانها بدون توجه به واقعیتها و بدون ملاحظه‌ی سازوکارهای معقول و منطقیِ رسیدن به آرمانها، خیال‌پردازی است؛ آرمانها در حد شعار باقی خواهد ماند؛ لیکن وقتی که مسئولان کشور آرمانها را به صورت منطقی و متین دنبال کردند، مردم همراهی کردند، اینجا آنجائی است که واقعیتهای جامعه با آرمانها هماهنگ میشود. خب، این یک امر اساسی و یک پایه‌ی اساسی برای حرکت کشور است.

مربوط به :بیانات در اجتماع کارگران کارخانجات تولیدی داروپخش‌ - 1391/02/10
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما تا به کار ایرانی و سرمایه‌ی ایرانی احترام نگذاریم، تولید ملی شکل نمیگیرد؛ و اگر تولید ملی شکل نگرفت، استقلال اقتصادی این کشور تحقق پیدا نمیکند؛ و اگر استقلال اقتصادی یک جامعه‌ای تحقق پیدا نکرد - یعنی در مسئله‌ی اقتصاد نتوانست خودش تصمیم بگیرد و روی پای خود بایستد - استقلال سیاسی این کشور تحقق پیدا نمیکند؛ و اگر استقلال سیاسی یک جامعه‌ای تحقق پیدا نکرد، بقیه‌ی حرفها، جز حرف، چیز دیگری نیست. تا یک کشور اقتصاد خود را قوی نکند، پایدار نکند، متکی به خود نکند، مستقل نکند، نمیتواند از لحاظ سیاسی و فرهنگی و غیره تأثیرگذار باشد.

مربوط به :بیانات در دیدار استادان و دانشجویان کردستان‌ - 1388/02/27
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یک نکته‏ای را در اینجا من عرض بکنم و آن مسئله‏ی جهانی شدن است. جهانی شدن، اسم خیلی قشنگی است و هر کشوری فکر می‏کند بازارهای جهانی به رویش باز می‏شود. اما جهانی شدن به معنای تبدیل شدن به یک پیچ و مهره‏ای در ماشین سرمایه‏داری غرب، نباید مورد قبول هیچ ملت مستقلی باشد. اگر قرار است جهانی شدن به معنای درست کلمه تحقق پیدا بکند، باید کشورها استقلال خودشان- استقلال اقتصادی و استقلال سیاسی- و قدرت تصمیم‏گیری خودشان را حفظ کنند؛ و الّا جهانی شدنی که ده‏ها سال پیش از طریق بانک جهانی و صندوق بین‏المللی پول و سازمان تجارت جهانی و امثال این‏ها- که همه ابزارهای آمریکائی و استکباری بودند- به وجود آمده، ارزشی ندارد. بنابراین، یک اصل مهم، مسئله‏ی استقلال است؛ که اگر این نباشد پیشرفت نیست، سرابِ پیشرفت است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم و عشایر شهرستان نورآباد ممسنی - 1387/02/15
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
از جمله‏ی آنچه که بنده در اول امسال خطاب به ملت ایران و مسئولین کشور بیان کردم، همین مسئله‏ی تکیه بر گسترش فضای فعالیت اقتصادی است. چرا؟ چون بخصوص دشمن روی این نقطه تکیه کرده است و تکیه می‏کند. عزیزان من! دشمن انقلاب اسلامی، در طول این سالهای متمادی- قریب سی سال- از همه‏ی راههای ممکن برای شکستن عزم و اراده‏ی ملت ایران پیش آمده و وارد عمل شده؛ از توطئه‏ی سیاسی، از کودتای نظامی، از تحمیل جنگ هشت‏ساله، از تبلیغات زهرآلودی که به طور شبانه‏روز- متصل- از بلندگوهای صهیونیستی و استکباری علیه ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی پخش می‏شود. همه‏ی کارها را کرده‏اند؛ به این نتیجه رسیده‏اند که بلکه بتوانند ملت ایران را در یک توطئه‏ی اقتصادی گرفتار کنند. این تازگی هم ندارد؛ از اول انقلاب تحریم اقتصادی و محاصره‏ی اقتصادی، به شکلهای مختلف در کشور ما جریان داشته است؛ فشار آوردند، ملت ایستاد؛ در عین حال آن‏ها می‏خواهند همین را ادامه بدهند، بازهم ملت ما می‏ایستد. همان طوری که در طول این سی سال گذشته، ملت ما بر توطئه‏ی محاصره‏ی اقتصادی فائق آمد و گامهای بلندی را در راه پیشرفت کشور از همه جهت‏ برداشت، امروز هم علی‏رغم بددلی و سوء نیت سیاستمداران استکبار جهانی، ملت ما در مقابل هر توطئه‏ای- و بخصوص این توطئه- خواهد ایستاد.
راهِ کار هم این است که ملت ما دست به دست هم بدهند و کشور را از وابستگی اقتصادی نجات بدهند. انقلاب، ما را از وابستگی سیاسی نجات داد. در راه استقلال اقتصادی هم کارهای زیادی شده است؛ اما همت همه‏ی ملت ایران از قشرهای مختلف را می‏طلبد تا کشور بتواند از لحاظ اقتصادی کاری بکند که دیگر تهدید به تحریم و محاصره‏ی اقتصادی معنا پیدا نکند. این خطاب به همه‏ی ملت است، فقط خطاب به مردم ممسنی نیست؛ همه باید دست به دست هم بدهند. این کشور سرمایه‏های انسانی فراوانی دارد؛ سرمایه‏های مادی فراوانی هم دارد. با سرمایه‏گذاریِ لازم، با برنامه‏ریزی درست و متین و با پشتکار و جدیت، ما خواهیم توانست در مدت یک برنامه‏ی مشخصی، کاری بکنیم که دیگر کشور در عرصه‏ی اقتصادی دنیا از تحریم اقتصادی و محاصره‏ی اقتصادی، هیچ باکی نداشته باشد. این وظیفه‏ی ملی ماست، باید انجام بدهیم. هرکسی می‏تواند نقش داشته باشد. سرزمین وسیع و امکانات فراوانی هم داریم.

مربوط به :بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی - 1385/03/29
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اصل سوم، حفظ استقلال سیاسی است. این، خیلی مهم است؛ این، جزوِ مبانی اصولی نظام است. این استقلال، استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. ما باید این بندهای اختاپوس فرهنگیِ تحمیل شده‏ی به وسیله‏ی غرب را از دست و پای خودمان باز کنیم؛ این هم یکی از اصول ماست. آن حرکتی، آن جریانی، آن شعاری و آن برنامه‏ریزی‏ای که در آن استقلال کشور و ملت دیده نشود، اصولگرایانه نیست.

مربوط به :بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی‌ - 1382/02/22
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
همان‏طور که می‏دانید، خاورمیانه مرکز ثروت و مرکز مهمّ جغرافیایی است و اهمیت دارد؛ طبعاً ما هم با خصوصیات برجسته‏ای که کشورمان دارد، در این منطقه هستیم. چرا ایران در این چالش، طرف توجّه قدرت متجاوز و کانون متجاوز، یعنی امریکاست؟ همان‏گونه که گفتیم، اوّلًا به این دلیل که ایران کشوری بزرگ، ثروتمند و برخوردار از منابع بسیار مهمّ زیرزمینی است. دومین ذخیره‏ی گاز در سطح دنیا، متعلّق به کشور ماست. ذخیره‏ی بسیار ارزشمند نفت و خیلی از منابع زیرزمینی دیگر متعلّق به ایران است. کشوری است با جمعیت زیاد، موقعیت جغرافیایی حسّاس، مرز طولانی در خلیج فارس و دریای عمّان؛ این‏ها همه امتیازات یک کشور است. راه تقریباً منحصر غرب به آسیای میانه و آن منطقه از دنیا هم از اینجا می‏گذرد. قهراً با این دلیل طبیعی، کشور ما ایران مورد توجّه و طرف چالش امریکا قرار می‏گیرد. یک دلیل دیگر، هویّت جمهوری اسلامی است. اینکه در نقطه‏ای از دنیا نظامی سرِ کار بیاید که معتقد به نفی ظلم و استبداد باشد؛ معتقد به نفی وابستگی اقتصادی و فرهنگی و سیاسی به قطبهای جهانی باشد؛ متّکی و معتقد به مردم‏سالاری باشد- یعنی برانگیخته بودن از سوی مردم و ملت خود- و همه‏ی این مفاهیم را هم از مبانی دینی و اعتقادی و ایمانی گرفته باشد، نه از قراردادهای اجتماعی- که فرق بین دمکراسی غربی و مردم‏سالاری ما در همین است و جای بحث و صحبت کردن و تفصیل دارد- خیلی مهمّ است. مردم‏سالاری دینی چون بر اساس یک اعتقاد دینی است، قابل نقض نیست؛ یعنی اگر کسی توانست در انتخابات تقلّب کند یا به شیوه‏ای نظر مردم را جلب کند که به‏ناحق نگاهشان به وی متوجّه باشد- مثلًا ارزشی که در او نیست، وانمود کند که در او هست؛ بعد مردم به او اقبال کنند و رأی بدهند- در منطق مردم‏سالاری دینی او حقّی ندارد. این شیوه در منطق لیبرالیسم که پایه‏ی لیبرالیسم غربی است، کاملًا پذیرفته شده است؛ اما در منطق مردم‏سالاری دینی نه. سخت‏گیری در اینجا، به‏خاطر اتّکاء به مبانی دینی و ایمانی، بیشتر است. پس نفی ظلم، سلطه، استبداد، وابستگی و فساد، همه منبعث و برخاسته از اعتقاد دینی است. بدیهی است وقتی نظامی با این خصوصیات به وجود آید، برای هرکس که در هرجای دنیا معتقد به ظلم بین‏المللی، استبداد بین‏المللی، نفی حقوق ملتها و کشورها و معتقد به بی‏اعتنایی به مرزهای کشورهای مستقل است، دشمن و طرف مقابل و رقیبِ غیر قابل تحمّلی محسوب خواهد شد. به‏طور طبیعی این‏طور است. بنابراین‏ وقتی یک سلطه‏ی بین‏المللی و یک ابرقدرت مثل امریکا، سیاست و راهبردش را بر این قرار می‏دهد که منافع خودش را تأمین کند، اگر منابع کشورهای دیگر به خطر بیفتد، برایش مهم نیست. وقتی نظامی با آن خصوصیات مثبت در دنیا وجود داشته باشد- بخصوص در منطقه‏ای که کانون توجّه امریکا از لحاظ منافع است- بدیهی است بین این‏ها تضاد و چالش، یک امر قهری و حتمی و اجتناب‏ناپذیر است.

مربوط به :بیانات در دیدار نمایندگان مجلس - 1381/03/07
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
استقلال اقتصادی کشور نیز در کنار کاراییِ بخشهای اقتصادی، بسیار مهمّ است. در گزارش هم اشاره شد که بحمد اللّه در بخشهای اقتصادی، قانون‏گذاریهای زیادی شده است. البته من الآن از تفاصیل قانون‏گذاریها استحضاری ندارم. نفس اهتمام به این مسئله، مهمّ است. امروز این باید جزو مسائل اساسی ما به حساب آید. مردم در زمینه‏های اقتصادی، مشکلات فراوانی دارند. یکی از مشکلات عبارت است از شکاف اقتصادی و تبعیض در مسائل اقتصادی و برخورداری‏های ناروا در مقابل محرومیتهای سخت و سنگین. این، مردم را آزار می‏دهد. بیش از فقر، تبعیض برای مردم گزنده است. در قوانین، شما باید این‏ها را مراعات کنید؛ با قانون می‏توانید جلوِ این‏ها را تا حدّ زیادی بگیرید. البته قانون، همه چیز نیست؛ باید مدیریّت اجراییِ خوب حتماً وجود داشته باشد تا قانون کاراییِ خود را نشان دهد؛ لیکن قانون هم سهم بسیار زیادی دارد.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از کشاورزان - 1380/10/12
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مسئولان دارای ایمان و انگیزه‏اند؛ لذا همه‏ی ابزار و وسایل کار را باید جمع کنند. کشور ما به طور طبیعی فقیر نیست؛ ما امکانات فراوان طبیعی کم نداریم؛ از لحاظ نیروی انسانی هم کشور ما بالقوّه ثروتمند است؛ لذا مسئولان باید از این امکانات استفاده کنند و چهره‏ی زشت فقر و نیاز و عدم استقلال در زمینه‏های اقتصادی را از این کشور پاک کنند و بزدایند. این کار- همان‏طور که عرض کردیم- احتیاج دارد به اینکه در داخل این مجموعه، ایمان و تخصّص و تجربه و کارایی و انگیزه و خلاصه کارِ جهادی تحقّق پیدا کند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه تهران‌ - 1379/02/23
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یکی دیگر از ارزشها، استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی است. مردم می‏خواستند که این کشور از لحاظ سیاسی، محکوم فلان رژیم اروپایی یا امریکا نباشد؛ از لحاظ اقتصادی، اقتصادش وابسته‏ی به کمپانیهای جهانی نباشد که هر کاری می‏خواهند، با این کشور بکنند. از لحاظ فرهنگی، با فرهنگ عمیق و غنی‏ای که دارد، کورکورانه تابع و دنباله‏روِ فرهنگ بیگانه نباشد.
ارزشها که می‏گوییم، یعنی دین، ایمان، استقلال سیاسی، استقلال اقتصادی، استقلال فرهنگی، آزادی فکر، رواج اخلاق فاضله، حکومت مردمی، حکومت صالح و انسانهای برخوردار از دین و تقوا در رأس کارها. ابزار تحقق این خواسته‏ها چه بود؟ روح ایمان و جهاد و فداکاری و ایثار همین مردم مؤمن. آن چیزی که توانست این بنای رفیع و این بنای اسلامی را بعد از قرنها در این مملکت استوار کند، چه بود؟ آن عبارت بود از اینکه ارزشهایی از این قبیل که عرض کردیم پایه‏ی بنای نظام جدید باشد و زندگی نوینی در این منطقه از عالم براساس این ارزشها به وجود آید. برای این‏ها مردم فداکاری کردند و جان خود و فرزندانشان را در معرض جهاد فی سبیل الله و شهادت قرار دادند و بسیاری هم شهید شدند. مردم می‏دانستند چه می‏خواهند؛ مردم دنبال این ارزشها بودند. من بعداً عرض خواهم کرد که همه‏ی این ارزشها در جامعه قابل تحقّق است و آنچه به‏وسیله‏ی نظام اسلامی به وجود آمد، آن مقداری بود که هیچ‏کس گمان آن را هم نداشت و تصوّر آن را هم نمی‏کرد.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه تهران‌ - 1379/02/23
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
سه عنصر در اینجا اساسی است: یکی اینکه ارزشهایی که انقلاب براساس آن‏ها پدید آمده است، مورد توجّه باشد و به شدّت از آن‏ها حراست شود. دوم اینکه این ارزشها را باهم ببینند. این‏طور نباشد که یکی به استقلال سیاسی و فرهنگی و اقتصادی توجه کند، اما به دین‏داری توجّه نکند؛ یا به دین‏داری توجّه کند، اما به آزادی فکر توجّه نکند؛ یا به آزادی فکر و بیان توجّه کند، به حفظ دین و ایمان مردم توجه نکند. اگر این‏طور باشد، کار ناقص انجام می‏گیرد. باید به همه‏ی مجموعه ارزشها توجّه شود. بالاتر از همه، دستگاه‏های حکومتی هستند که باید به تمام این ارزشها توجّه کنند و همه‏ی آن‏ها را مورد حفاظت و حراست قرار دهند. عنصر سوم، حرکت به جلو است. رکود و سکون و سکوت موجب می‏شود که جمود و تحجّر و کهنگی به وجود آید و ارزشها کارآیی خودش را از دست بدهد. کهنگی، دنباله‏اش ویرانی است. اگر بخواهند کهنگی به وجود نیاید، باید پیشرفت و حرکت به جلو باشد. این حرکت به جلو، همانی است که من در روز تاسوعا از آن به «اصلاحات انقلابی» تعبیر کردم. اگر اصلاحات، پیشرفت و نوآوری براساس ارزشهای انقلاب نباشد، جامعه دچار ناکامی خواهد شد. این، آن اصول اساسی است. به ارزشها توجّه کنیم؛ در ارزشها تبعیض قائل نشویم، در چارچوب ارزشها تحوّل و حرکت به جلو را با جدّیت تمام دنبال کنیم.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه - 1378/07/09
عنوان فیش :مقابله امام خمینی(ره) با وابستگی و فساد بر جای مانده از دوران طاغوت با نسخه اسلام
کلیدواژه(ها) : رهبری امام خمینی, فساد رژیم پهلوی, وضعیت اجتماعی در رژیم پهلوی, وضعیت فرهنگی در رژیم پهلوی, وابستگی سلسله پهلوی به مستکبرین, مبارزه سیاسی امام خمینی(ره), وضعیت اخلاقی در رژیم پهلوی, استقلال, استقلال اقتصادی, مبارزه سیاسی امام خمینی(ره), سلسله پهلوی, سرجان ملکم, دخالت‌های انگلیس در ایران, وضعیت اقتصادی در رژیم پهلوی, حاکمیت اسلام, حاکمیت دین, اولویت‌های امام خمینی(ره), اعتماد به نفس ملی
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
او[امام خمینی(ره)] این میدان[مبارزه با طاغوت] را طی کرد تا به نقطه‌ی نزدیک پیروزی یعنی سال 1357 رسید. امام حالا در مقابل حادثه‌ی عجیبی قرار گرفته است و آن، پیروزی نهضت اسلامی به پشتیبانی یک ملت با همه‌ی وجودش است. آن پیروزی، نه فقط پیروزی بر یک رژیم فاسد و ارتجاعی بود، بلکه آن رژیم فاسد چون از پشتیبانیِ تقریباً همه‌ی قدرتهای استکباریِ آن روز برخوردار بود، این پیروزی، پیروزی بر همه‌ی آن قدرتهای استکباری به حساب می‌آمد. او می‌خواهد این مملکت را با سلیقه و نظر و نسخه‌ی اسلام اداره کند. در مقابل او چیست؟ کشوری که نزدیک دویست سال از جوانب گوناگون بر آن فشار آوردند تا همه‌ی خصوصیات ممتاز یک ملت بزرگ را در آن بکوبند و ضعیف و سرکوبش کنند. اگر به تاریخ این دویست سال اخیر مراجعه کنید، عظمت کار امام را بهتر درمی‌یابید. من تأکید می‌کنم که جوانان، این مقطعِ تاریخی را بخوانند. دستگاه‌های تبلیغی هم حقایقی را که در این مدّت بر سر این کشور آمده، برای مردم تبیین کنند. به نظر من در این خصوص کار کمی شده است. از اوایل قرن نوزدهم میلادی که مأمور انگلیسی «سرجان ملکم» از مرز هندوستان وارد ایران شد؛ یعنی از زمان حکومت فتحعلی شاه قاجار که با هدایای اغواکننده و گران‌قیمت برای رجال درباری و سیاستمداران فاسد وارد ایران شدند و استعمار انگلیسی، یا به تعبیر دیگر، نفوذ ویرانگر انگلیسی چون استعمار به معنای متداولش در ایران پیش نیامد؛ اما بدتر از استعمار پیش آمد حکومتهای ایرانی را به شدّت در مشت گرفت و هر کار خواست به وسیله‌ی آن‌ها انجام داد؛ از آن روز تا روزی که انقلاب پیروز شد، در حدود صد و هفتاد، هشتاد سال طول کشیده است. در تمام این مدّت، همه‌ی عوامل قدرت قدرتهای بزرگ جهانی، عوامل قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی کار کرده بودند برای اینکه این ملتِ ریشه‌دارِ تاریخیِ بافرهنگِ شجاعِ بزرگ را آن‌چنان ضعیف و خُرد و ناامید و مأیوس کنند که هیچ خطری از ناحیه‌ی آن، قدرتهای بزرگ را تهدید نکند. امام در مقابل چنین واقعیتی قرار گرفت. البته از این صد و هفتاد، هشتاد سال، عمده‌ی مدّتش دولت انگلیس، از سال سی و دو به بعد دولت امریکا و در اواسط هم نفوذ دولت روسیه و رقابتهای روس و انگلیس در ایران بود؛ در دوران قاجاریه یک طور، در دوران رژیم پهلوی به مراتب خطرناک‌تر و سخت‌تر. آن‌ها هر کاری توانسته بودند، با این ملت کردند. نتیجه این شد که در مقابل امام، کشوری وجود داشت که از لحاظ سیاسی وابسته و تابع بود. هر کاری که دولت امریکا در آن برهه اراده می‌کرد، در ایران انجام می‌گرفت. هر کاری می‌خواستند، می‌توانستند بکنند؛ در زمینه‌ی اقتصادی، در زمینه‌ی نفت، در زمینه‌ی انتصابات، در زمینه‌ی دولتها فلان دولت برود، فلان دولت بیاید در زمینه‌ی ارتباطات بین‌المللی، در زمینه‌ی عادات و رفتاری که بر مردم تحمیل می‌شد، در زمینه‌ی دانشگاهها. بنابراین، هر کار می‌خواستند در ایران بکنند، می‌توانستند. ما کاملًا تابع و وابسته شده بودیم. از لحاظ اقتصادی، کاملًا مصرف‌کننده و فقیر بودیم؛ همه چیز را باید وارد می‌کردیم. من یک‌وقت گفتم، اما بعضیها باور نمی‌کردند؛ اما باور کنید که در کشور ما «دسته‌ی بیل» وارد می‌کردند؛ سوزن خیاطی وارد می‌کردند؛ انواع و اقسام خوراکیها وارد می‌کردند؛ انواع و اقسام محصولات صنعتی وارد می‌کردند! همه چیز مصرفی بود؛ یعنی این ملت، این استعدادها، این مغزها و این جوانان، قدرت یا فرصت این را نداشتند که بخشی از نیازهای خودشان را خودشان تولید کنند، که‌ بتوانند بگویند ما به خارج احتیاجی نداریم. اگر صنعتی را هم در داخل کشور می‌آوردند مثل صنعت اتومبیل‌سازی، یا ذوب آهن و امثال این‌ها، که به شکل بسیار ناقصی وارد کشور شده بود سرتاپای آن صنعت، وابستگی بود. وسایل پیشرفته و مدرنی هم که می‌فروختند مثل هواپیماهای جنگی اجازه‌ی تعمیرش را حتّی به داخل نمی‌دادند؛ تعمیرش هم باید در خارج انجام می‌گرفت! از لحاظ اقتصادی، صددرصد وابسته و مصرف‌کننده؛ از لحاظ علمی، تقریباً صفر؛ این ملت هیچ حرف تازه‌ای در بازار علم و دانشِ نویِ جهانی نداشت. در دانشگاهها که البته از لحاظ کمیت هم بسیار کم بودند؛ که در آخرین سالهای رژیم پهلوی، در حدود یک دهم وضعِ فعلی، دانشجو در کشور بود اگر درسی در کلاسی گفته می‌شد در هر زمینه‌ای؛ چه علوم انسانی، چه علوم فنّی و صنعتی، چه علوم طبیعی همان حرفهای دیگران بود؛ چیز نویی از لحاظ علمی وجود نداشت! از لحاظ ثروت ملی، غارت‌زده بودیم: نفت را می‌بردند، معادن را می‌بردند، همه چیز را می‌بردند؛ با هر قیمتی که خودشان می‌خواستند! از لحاظ اجتماعی و وضعیت فقیر و غنی، کشور به شدّت مفلوک بود. هزاران، بلکه دهها هزار روستا در این کشور بود که برق و آب تصفیه شده و امثال این‌ها را نه دیده بودند، نه امیدش را داشتند! فقط به تهران و چند شهر بزرگ می‌رسیدند؛ آن هم به آن شکلی که همان روز تهران یکی از کثیف‌ترین و زشت‌ترین پایتختهای دنیا
محسوب می‌شد! فقط به خودشان می‌رسیدند؛ هرجا خودشان جا پایی داشتند، آنجا فرودگاه هم بود، وسایل راحتی هم بود؛ اما آنجایی که مربوط به خودشان نبود، به‌کلّی رها شده بود! شکاف طبقاتی در اعلی درجه‌ی خود بود. از لحاظ اخلاقی، ترویج فساد بود. در دوره‌ی پیش از انقلاب همان سالهای اواخر دهه‌ی چهل و اوایل دهه‌ی پنجاه بارها در سخنرانیهایی که برای جوانان تشکیل می‌شد، از روی شواهد و قرائن می‌گفتم این وضعیتی که ما از لحاظ بی‌بندوباری و بی‌حجابی و فحشا در کشورمان داریم، در کشورهای اروپایی نیست! واقعا هم نبود؛ من اطّلاع داشتم. البته در کشورهای اروپایی ممکن بود فلان مرکزِ فسادی وجود داشته باشد؛ اما عرف زندگی مردم در آنجا مثلًا وضع و پوشش و رفتار زنان بهتر از آن چیزی بود که انسان بخصوص در بعضی از شهرهای ما ملاحظه می‌کرد و می‌دید! از لحاظ اخلاقی، مردم دچار انواع و اقسام آسیبهای اخلاقی بودند؛ نه فقط اخلاق شهوانی. توسط آن‌ها، ارتباطات مردم، مراودات مردم، تکیه و اعتماد مردم، همه‌اش آفت‌زده شده بود. این‌طوری پیش برده بودند و اداره کرده بودند؛ بحثِ تعمّد بود. مردم را بی‌حال و بی‌حوصله و ناامید می‌خواستند. اخلاقهای پیش‌برنده‌ی یک ملت، امید و تحرّک و جدّیت است. ملتی که ناامید باشد، ملتی که از آینده‌ی خود مأیوس باشد، ملتی که خود را تحقیر کند، پیشرفت نخواهد کرد. هر جنسی که گفته می‌شد در داخل تولید شده است، خودِ این داخلی بودن، معنایش این بود که ارزشی ندارد! خود افراد، تحصیل‌کرده‌ها، دیگران، به هم می‌گفتند که ایرانی یک لولهنگ آن آفتابه‌های گِلی قدیمی هم نمی‌تواند بسازد! یعنی نسل پیشرفته‌ی علمی هم نسبت به آینده‌ی علمی این کشور ناامید بود. این، آن مشکل اخلاقی است. ما از قافله‌ی علم و تمدّن دنیا عقب بودیم. از لحاظ نظام حکومتی و حکّامی که بر این کشور حکومت می‌کردند، یکی از مرتجع‌ترین حکومتها را داشتیم. سلطنت موروثی بود؛ یک نفر بمیرد، مردم مجبور باشند فرزند او را در هر سنّی، با هر شرایطی و با هر خصوصیّاتی، به حاکمیت مطلق خودشان قبول کنند؛ نه معیاری، نه علمی، نه تقوایی، نه عقلی، هیچ‌چیز ملاک نباشد! چنین رژیمی را در ایران در قانون اساسی هم برده بودند؛ قانون اساسی‌ای که زیر چکمه‌های رضا خان و زیر برق نگاههای مأموران رضاخانی در همین تهران تصویب شده بود. ایران در دنیا ذلیل شده بود. در مجامع جهانی، نامی از ایران به عنوان صاحبِ یک نظر، صاحبِ یک رأی و صاحبِ یک شخصیت، وجود نداشت؛ صدقه‌بگیر و محل آزمایش دیگران شده بود! بعضی از نظرات اقتصادی و غیره را برای اینکه آزمایش کنند، اینجا عمل می‌کردند، تا ببینند چگونه جواب می‌دهد! از لحاظ معنوی، فقیر؛ از لحاظ مادّی، فقیر؛ از لحاظ سیاسی، فقیر؛ از لحاظ شخصیتی، فقیر! امام در مقابل چنین جامعه و چنین کشوری قرار گرفته بود. البته نکته‌ی بسیار مهمی در اینجا وجود داشت و آن این بود که ملت ایران، ملت بزرگ و بااستعدادی است. آن حالتی که به وجود آورده بودند، یک حالت عارضی بود. وقتی فریاد امام بلند شد، ملت خود را تکان داد. البته از روزی که امام شروع کرد، تا روزی که این اقیانوس عظیم تموّج یافت و به خروش افتاد، پانزده سال طول کشید پانزده سالِ پُررنج اما ملت، ملتی اصیل، ریشه‌دار، بااستعداد، بافرهنگ، باغیرت و بادین بود و توانست خود را از آن حالت تخدیری و خواب‌آلودگی نجات دهد و بلند شود؛ توانست شخصیت خود را در دوران مبارزه بخصوص در یکی، دو سال اخیر نشان دهد. این، آن نقطه‌ی قوّت بود؛ اما آن واقعیتها که در طول سالهای متمادی بر این کشور تحمیل شده بود و آثارش را در زندگی گذاشته بود، در مقابل امام بود؛ حالا امام می‌خواهد این جامعه را به شکل مطلوب و آرمانی بسازد؛ چه کار باید بکند؟ ببینید چقدر این مهم است؛ شوخی نیست. شما مثلًا به نقطه‌ای رفته‌اید که مصالح هست، امکانات هست، فضا هست، اما ساختمان ویرانه و درهم ریخته است؛ می‌خواهید از این مصالح و از این فضا، یک بنای شامخ و باعظمت و ماندگار درست کنید؛ هر مهندسی نمی‌تواند این کار را بکند. اینجاست که آن هویّت و شخصیت عظیم، خودش را نشان می‌دهد. امام به این ملت و به این کشور و به این صحنه و به این مصالح نگاه کرد. او اسلام را می‌شناخت، آرمان‌های اسلامی و احکام اسلامی را هم می‌دانست و می‌خواست با مصالح اسلامی و به دست این مردم، بنای شامخ یک حکومت عظیم، مستقل، سربلند، خوشبخت خوشبخت‌کننده، پیشرونده و جبران‌کننده‌ی ضعفهای گذشته را به وجود آورد. در این مردم، چه چیزی را باید بیش از همه چیز دنبال کند؟ اولویّت چیست؟ امام، اولویّت‌ها را تشخیص داد و انتخاب و دنبال کرد. به نظر من، این اولویّت‌ها در درجه‌ی اوّل دو چیز بود. ما که از روز اوّل خیلی از فرمایشها و افکار و قضاوتها و نحوه‌ی برخورد امام را با قضایا از نزدیک شاهد بودیم، می‌توانیم درست بفهمیم. امروز شما هم اگر به بیانات امام نگاه کنید، رفتار امام را ببینید و آنچه را که از امام می‌دانید، جلوتان بگذارید، همین دو چیز را به‌طور برجسته مشاهده می‌کنید: اول، احیای روح خودباوری و استقلال در مردم. در طول سالیان دراز به مردم تفهیم شده بود که شما نمی‌توانید. هرچه افراد از همه‌ی طبقات روحانی، غیر روحانی، دانشگاهی، عالم، جاهل می‌گفتند، پاسخ می‌دادند که نمی‌شود و فایده‌ای ندارد. این روحیه باید عوض می‌شد. این‌گونه خُلقیّات اجتماعی، مثل خُلقیّات فردی نیست. خُلقیّات فردی هم به آسانی عوض نمی‌شود؛ اما خُلقیّات اجتماعی خیلی دشوارتر است. امام باید این را به روح خودباوری و اتّکاءِ به نفس و مشی مستقل تبدیل می‌کرد. برای خاطر این خصوصیت، امام باید هیچ‌گونه دخالت و نفوذی را از غیر این ملت بر این ملت تحمّل نکند و نکرد. اینکه می‌بینید امام این‌گونه در مقابل امریکا و در مقابل شورویِ آن روز می‌ایستاد، به‌خاطر این بود. آمریکاییها بیست و پنج سالِ تمام، سرشان را پایین انداخته بودند و به اینجا آمده بودند. سفره‌ی گسترده‌ای بود که این‌ها و یک‌مشت مزدور، هر کار خواسته بودند، کرده بودند؛ تا ماههای اوّلِ انقلاب هم هنوز قطع امید نکرده بودند! من قضایایی را در ذهن دارم که حالا وقت نیست آن‌ها را بگویم. امام، به‌کل نوک همه‌ی این پُرمدّعاها را چید! اگر اندک غفلتی از امام سرمی‌زد، از طرق مختلف و از پنجره‌های متعدّد، همان کسانی که از در بیرون شده بودند، دوباره وارد می‌شدند. امام قرص و محکم جلوِ نفوذ و تسلّط بیگانه را به هر کیفیّتی بست و ایستاد. این اوّلین نقطه بود. دومین چیزی که امام بر روی آن نهایت اهتمام را داشت، احیای روح دینی و تقویت ایمان در مردم بود؛ همان ایمانی که در خودش وجود داشت؛ لذا روی مسائل دین تعبّد و هرآنچه که به دین مربوط می‌شد نهایت کوشش و دقّت را داشت و هیچ حاضر نبود در این زمینه کوتاه بیاید؛ چون دین علاج‌کننده است. وقتی روح دینی در ملتی بود، اثر آن فقط این نیست که از لحاظ شخصی، مردمِ خوب و پاکیزه و پارسایی خواهند شد؛ اثر روح دینی، در زندگی اجتماعی منعکس می‌شود؛ اگر دینِ درست باشد. برای همین هم بود که با دینی که امام ترویج می‌کرد، اسلامی که امام آن را اسلام ناب می‌نامید، همه‌ی دشمنان بزرگ دنیا و دنباله‌هایشان در داخل کشور، شروع به مخالفت کردند؛ به‌عنوان اینکه این دین، سیاسی و حکومتی است. گاهی هم دایه‌ی دلسوزتر از مادر می‌شدند حالا هم گاهی می‌شوند که آقا شما دینِ سیاسی و دینِ حکومتی را که مطرح می‌کنید، دین از نظر مردم ضعیف می‌شود؛ ایمان دینی مردم سست می‌شود! این، درست عکس واقعیت است. وقتی دین در یک جامعه بود، روح فداکاری در آن جامعه هست. وقتی دین در یک جامعه بود، آگاهی و هوشیاری و احساس مسئولیت در یک جامعه هست. اینکه شما می‌بینید امروز در جامعه و کشور ما نسبت به مسائل دینی تا آنجایی که به اطّلاع مردم می‌رسد در مردم احساس مسئولیت و احساس غیرت هست، این به‌خاطر روح دینی است. دشمن می‌خواهد این روح را تضعیف کند. امام این روح را در همه‌ی ارکان جامعه چه ارکان حکومتی، چه آحاد مردم به شدّت تقویت می‌کرد؛ یعنی در دولت، در مجلس، در قوّه‌ی قضائیّه، در قوانین، در شورای نگهبان، در انتخابات و در همه چیز، امام بر روی ایمان دینی و تعبّد دینی و تقیّد دینی تکیه می‌کرد. امام این دو خصوصیت را در اولویّتِ اوّل قرار داد. غالب آنچه را که امام به‌عنوان دستورالعمل در مقابل پای این ملت گذاشته است، مربوط به این دو چیز است.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از کارگران و معلمان - 1378/02/15
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما امروز دنبال استقلال اقتصادی هستیم؛ دنبال رها شدن کشور از وابستگی به نفت هستیم. امروز می‏خواهیم در وضع اقتصادی کشور ترتیبی داده شود که پایین آمدن فلان مقدار از قیمت یک بشکه‏ی نفت، نتواند در کشور ما این همه تأثیر بگذارد. این کارها چگونه ممکن است؟ اگر ما بخواهیم خودمان را از نفت بی‏نیاز کنیم، غیر از این است که باید به محیط کار، به جامعه‏ی کارگری، به مسأله‏ی کارگاهها و به مسأله‏ی آموزش کارگران، اهتمام ویژه‏ای بشود؟ البته دولت بحمد اللّه در این کارها مشغول است. حقیقتاً برادران ما در دولت، کارهای باارزشی انجام می‏دهند؛ اما می‏خواهم عرض کنم که یکی از اساسی‏ترین کارهای کشور این است. هم مجلس، هم دولت، هم مسئولان گوناگون، باید به مسأله‏ی کار و کارگر به چشم موضوعی که گاهی با آن مواجه می‏شوند و یک تنگنایی پیدا می‏شود، نگاه نکنند؛ به چشم یک مسأله‏ی اساسی و حقیقی کشور نگاه کنند. کارگران ما البته نجیبند، مؤمنند، هوشیارند و متوجّه توطئه‏های دشمن هستند. اگر این خیل عظیم کارگری ما، مردمان هوشیاری نبودند و به انقلاب و دین و دولت و نظامشان علاقه نداشتند، امروز دشمنان ما در محیطهای کارگری فاجعه می‏آفریدند. الآن هم تلاش می‏کنند، اما این‏ها قویند. کارگران ما این قشر نجیب، این قشر مؤمن، این قشر زحمتکش بحمد اللّه هوشیار و متوجّهند و زیر بار توطئه‏های آن‏ها نمی‏روند. باید این تلاش‏هایی که می‏شود، ادامه پیدا کند و تقویت شود. توسعه‏ی اقتصادی، بدون تقویت مسائل کار و نگاه به کار، امکان‏پذیر نیست. این انسانی که خودش را صرف این کار می‏کند، باید بداند که نظام پشتیبان اوست.

مربوط به :بیانات در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) - 1377/03/14
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
در نظام وابسته‏ی منسوخ و برافتاده‏ی قبل از انقلاب، مردم دچار فساد و بی‏بندوباری بودند، یا به تعبیر درست‏تر، به سمت فساد و بی‏بندوباری و خودباختگی و بی‏ایمانی سوق داده می‏شدند. یعنی حرکت ملت را این طور تنظیم کرده بودند که روز به روز در کشور، بی‏ایمانی همه‏گیرتر شود و مردم از ایمان معنویِ درست محروم بمانند و به فساد و بی‏بندوباری کشانده شوند و خودباختگی در مقابل بیگانگان در آن‏ها تقویت گردد و استقلال اقتصادی و فرهنگی در کشور، مفهومی نداشته باشد. جهت کلّیِ حرکت در آن نظام منسوخ و فاسد، این بود.
در این مرحله، هنر بزرگ امام بزرگوار در این بود که به جای آن نظام فاسد، یک نظام سیاسی در این کشور برقرار کرد که به جای بی‏اعتنایی به مردم، عشق به مردم بر آن حاکم است. به جای بی‏توجّهی به سرنوشت ملت، بخصوص سرنوشت جوانان، عشق به سرنوشت ملت و عشق به سرنوشت جوانان و اهمیت فوق‏العاده به آن‏ها در آن مطرح است. به جای خودباختگی در مقابل بیگانگان، خودباوری در میان مردم روز به روز توسعه پیدا می‏کند. به جای وابستگی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به بیگانگان، استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی هدف قرار گرفته است.

مربوط به :بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری - 1376/05/12
عنوان فیش :شواهد تاریخی وابستگی رژیم پهلوی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی, وابستگی, سازندگی کشور, سلسله پهلوی, راه آهن, نفت
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
شاید در طول دوران رژیم گذشته، حتّی بخشی از آنچه در این چند سال در بازسازی این کشور انجام گرفت، انجام نگرفته بود؛ چون کار را با کیفیّت و کمیّت - هر دو - باید دید. آنها اگر کاری هم برای کشور می‌کردند - که از لحاظ کمیّت هم نسبت به آنچه در این دوره‌ی کوتاه انجام گرفته است، حقیقتاً کم است - از لحاظ کیفیت، مخدوش بود؛ زیرا در آن، استقلال این ملتْ ملاحظه نشده بود. اساسِ سیاست آن رژیم، بر وابستگی بود. چند نفر دولتمردِ نسبتاً شجاع یک روز در زمان رضاخان پیدا شدند و یک قرار داد نفتی را نوشتند که منافع ملت ایران، تا حدودی در آن ملاحظه شده بود. به‌خاطر انگلیسیها، رضاخان با چکمه‌هایش وارد اتاق هیأت دولت شد و نوشته‌های آنها - پرونده‌ی نفت - را گرفت، در آتش بخاری انداخت و جلو چشم آنها سوزاند! این، چیزی است که خود آنها نوشته‌اند. امثال تقی‌زاده و دیگران این ماجرا را نوشته‌اند.سیاست، سیاستِ وابسته بود. راه‌آهن هم که می‌کشیدند، بیش از آن‌که برای ایران و تجارت ایران باشد، به نفع اتّصال دو جبهه‌ی متّفقین بود که آن روز بایستی علیه آلمان می‌جنگیدند. راه‌آهن سراسری این است! (راه‌آهن شمال و جنوب برای این بود که شورویِ آن روز را به جنوب، در خلیج فارس که محلّ استقرار انگلیسیها بود وصل کنند تا بتوانند سلاح منتقل نمایند، و جبهه‌های جنگ متّفقین علیه متّحدین - آلمان و همکارانش - همواره قادر به دفاع باشد. راه‌آهن هم برای این کشیده می‌شد. طرفداران رژیم منحوس و تفاله‌های رژیم گذشته، بعد از گذشت پنجاه سال، هنوز که هنوز است، صحبتِ راه‌آهن شمال و جنوب را می‌کنند؛ راه‌آهنی که براساس طرحی خائنانه و بی‌توجّهی به استقلال این ملت به‌وجود آمد و در آن، آبرو و شأن این ملت رعایت نشد.

حالا شما ملاحظه کنید: خطوط راه‌آهن عظیمی که در دوران بعد از جنگ تحمیلی در ایران ساخته شد، همان چیزی است که ملت ایران به آن نیاز دارد. یکی از مستشرقینی که در همان دوران آمده و در ایران سیاحت کرده است، می‌گوید: من تعجّب می‌کنم چطور راه آهن ایران از شهرهایی که محلّ عمده‌ی تجارت ایران است عبور نکرده است!؟ (همین جاهایی که امروز بحمداللَّه به برکت جمهوری اسلامی، می‌بینیم که زیر پوشش ارتباطات و اتّصالات و مواصلات صحیح قرار گرفته‌اند).
نه کمیّت آنچه قبل از جمهوری اسلامی در این مملکت انجام گرفته است، و نه کیفیّت آن، قابل مقایسه با آنچه این نظام مردمی و خدایی - جمهوری اسلامی - انجام داده است، نیست.

مربوط به :بیانات در دیدار نیروهای حاضر در مانور طریق‌‌‌القدس‌ - 1376/02/03
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آمریکاییها سعی کرده‏اند این طور وانمود کنند و جا بیندازند که غرب، یعنی امریکا و اصلًا بلوک غرب، بدون امریکا معنا نمی‏دهد. البته واقعیت این نیست. من در چند سال قبل از این در زمان حیات مبارک امام رضوان اللّه تعالی علیه به یکی از این سیاستمداران اروپایی گفتم: ما هیچ‏وقت حاضر نیستیم استقلال خودمان را در زمینه‏های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، به هیچ‏چیزی بفروشیم و معامله کنیم؛ امّا غرب به عنوان یک طرف برای جمهوری اسلامی مطرح است؛ مشروط بر اینکه غرب به معنای امریکا نباشد. ملت ایران از امریکا نمی‏گذرد و با او کنار نمی‏آید. به او گفتم: امریکا سعی می‏کند این طور وانمود کند که غرب مساوی با امریکاست. ما می‏گوییم که این طور نیست؛ اما اگر کشورهای اروپایی می‏خواهند تصدیق کنند که غرب منهای امریکا معنا ندارد، ملت ایران هیچ اهمیتی نمی‏دهد که غرب را به عنوان یک طرفِ تجاری و سیاسی و معاملی خودش نداشته باشد. این طور نیست که خیال کنید ملت ایران، به ارتباط با یک کشور، یا با مجموعه‏ای از کشورها نیاز دارد. البته همه‏ی کشورها در دنیا، به نحوی از ارتباط با یکدیگر استفاده می‏کنند. به یک معنا، همه به نحوی به هم احتیاج دارند این محلّ بحث ما نیست اما اینکه کسی خیال کند ملت ایران یا دولت جمهوری اسلامی ایران، ناچار است با فلان مجموعه از کشورها ارتباط داشته باشد، این خطای فاحش و غلط بزرگی است. امروز هم ما همین حرف را تکرار می‏کنیم. ما دنیا را به یک چشم نگاه نمی‏کنیم. ما کشورهای گوناگون را به یک چشم نگاه نمی‏کنیم. آن دولتهایی که به ملت ایران بدی کرده‏اند، با آن دولتهایی که به عنوان یک طرف سالم در زمینه‏های گوناگون مطرح شده‏اند، یکسان نیستند.

مربوط به :پیام به کنگره‌ی عظیم حج - 1376/01/21
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
برخلاف تبلیغات مغرضانه‏ی دشمنان، ملت ایران حج را جایگاه رفیعی برای رشد آگاهی امت اسلام می‏شمارد و از حضور خود به نفع همه‏ی جهان اسلام و نه فقط منافع خود بهره می‏طلبد. ملت ایران حامل تجربه‏ی گران‏قیمتی برای همه‏ی کشورهای اسلامی است. این ملت عظیم‏الشّأن توانسته است به برکت حاکمیت اسلام، در همه‏ی عرصه‏ها به موفقیتهای بزرگ دست یابد؛ استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خود را که در دوران طاغوت یکسره از دست رفته بود، به دست آورد و حفظ کند؛ عظمت و شوکت اسلام را در مواجهه با قضایای جهانی نشان دهد؛ از مرزهای خود در برابر تهاجم چندین‏ساله‏یی که با فکر و سلاح و پول دشمنان اسلام به راه افتاده بود، به‏طور کامل دفاع کند؛ پس از جنگ هشت‏ساله، کشور را بازسازی کند و معجزه‏ی انقلاب را در نوسازی زیربنایی کشور نشان دهد؛ در مجموعه‏ی جهانی، جایگاهی عزیز و رفیع به دست آورد؛ دولتهای مردمی و منتخب خود را یکی پس از دیگری در کشور بر سر کار آورد؛ کاروان علم و تحقیق و پیشرفت صنعتی و کشاورزی را به راه اندازد و گامهای بلندی در راه توسعه‏ی کشور بر دارد؛ در سیاست جهانی، صریحاً از مواضع حقی که بدان مؤمن است، دفاع کند؛ مسأله‏ی فلسطین را در صدر مسائل جهان اسلام دانسته و علی رغم امریکا و صهیونیزم که خواسته‏اند این مسئله به فراموشی سپرده شود، به طور مداوم آن را در همه جا و همه وقت مطرح سازد؛ به مردم مظلوم بوسنی کمکهای مؤثر برساند؛ در همه‏ی قضایای محنت بار ملل اسلامی، دست یاری به سوی آنان دراز کند و با وجود فشارهای روز افزون استکبار و تهدیدهای مداوم امریکا، باصلابت و قدرت، در این راه‏ها به جلو رود. این تجربه‏ی ذی‏قیمتی برای همه‏ی دولتها و ملتهای مسلمان است.

مربوط به :بیانات در اجتماع زنان خوزستان - 1375/12/20
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
دختران مسلمان و زنان مؤمن! این را هم بگویم: اروپایی که امروز ادّعا می‏کند زن در آنجا آزاد است، تا نیم قرن پیش به زن اجازه نمی‏داد که در مال شخصی خودش تصرّف کند! یعنی مثلًا یک زن اروپایی یا امریکایی، تا پنجاه، شصت سال قبل از این، اگر میلیونها ثروت داشت، خودش حق نداشت که از این ثروت، به میل و اراده‏ی خودش استفاده کند؛ باید در اختیار شوهر یا پدر و یا برادرش می‏گذاشت و آن‏ها هم به میل خودشان از ثروت آن خانم- یا برای او و یا برای خودشان- استفاده می‏کردند! در اسلام، این طور نیست. در اسلام، زن مالک ثروت خود است. شوهرش راضی باشد، یا راضی نباشد؛ پدرش راضی باشد، یا راضی نباشد- فرقی نمی‏کند- او می‏تواند ثروت و مال و اندوخته‏ی خود را مصرف کند و ربطی به کس دیگری ندارد. نظر اسلام، این است. در حمایت از استقلال اقتصادی زنان، دنیا سیزده قرن است که از اسلام عقب است. اسلام این را سیزده قرن قبل گفته است؛ ولی در اروپا تازه چهل، پنجاه سال و در بعضی از کشورها کمتر از این مدّت است که تازه شروع کرده‏اند به زن اجازه دهند که در مال و ملک خود، دخل و تصرّف کند! اسلام، از این جهت هم جلو است.

مربوط به :بیانات در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش‌ - 1375/01/28
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امروز به فضل پروردگار، دولت جمهوری اسلامی، چنین است. رئیس‏جمهور ایران، مسئولان کشور و نمایندگان مجلس این گونه‏اند. رئیس‏جمهور ایران در برابر چشمهای مستفسر دنیا در قضیه‏ی مسائل فلسطین و لبنان و بوسنی، مواضعی می‏گیرد که دشمنان، دندان به زنجیر می‏سایند و از فرط خشم و عصبانیت، زنجیر می‏جوند! این، استقلال سیاسی است با مواضع سیاسی محکم. لکن بالاتر از استقلال سیاسی، استقلال اقتصادی است که مسئولان کشور، نمایندگان مجلس و دست‏اندرکاران مسائل اقتصاد، باید توجّه کنند که در زمینه‏ی پول، در زمینه‏ی سازوکارهای اقتصادی و در زمینه‏ی فعالیتها اقتصادی، وابستگی خودشان را در همه‏ی بخشها قطع کنند. یکی از بخشها هم، شما ارتشیان عزیز هستید؛ که باید وابستگی‏تان را قطع کنید.

مربوط به :بیانات در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش‌ - 1375/01/28
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
در جنگ هم آن فرمانده‏ی حزب‏اللّهی، آن طور حرکت کرد. در مقام فرماندهی هم، فرماندهان حزب‏اللّهی- دیروز و امروز- همیشه سعی و تلاش کردند. در سازندگی هم همین‏طور. به‏هرحال ارتش، بخشی از قطع وابستگی اقتصادی را در درون خود دارد و آن، وابستگی فنّی و علمی است. اینجا فقط وابستگی اقتصادی نیست؛ وابستگی فنّی هم هست؛ وابستگی علمی و فنّی و به اصطلاح تکنولوژیک. باید این وابستگیها قطع شود. البته در حال قطع شدن هست، اما بیشتر از این قطع کنید. باید بسازید! باید خودتان در درون ارتش بجوشید و بجوشانید! اینکه من بر روی نوسازی و بهسازی و نگهداری و تعمیر و ابتکار در ارتش تکیه می‏کنم، به‏خاطر این است. شما ظرفیت هم دارید. نیروی هوایی ظرفیت زیادی دارد. نیروی دریایی ظرفیت زیادی دارد. نیروی زمینی ظرفیت زیادی دارد. شما در بخشهای مختلف، ظرفیت برای کار علمی، فنّی و نوآوری و ابتکار، زیاد دارید. هیچ‏وقت هم نگویید چون فلان چیز را نخریده‏ایم، نداریم. فلان‏ ابزار را نخریدیم، بهتر! فلان وسایل جدید را وارد نکردیم، بهتر! اگر وارد می‏کردیم که شما برای کار کردن به صورت نوسازی، عرقتان در نمی‏آمد. اگر دروازه‏ها در جاهایی به رویمان بسته است، قدر بدانید. اگر دروازه‏ها باز باشد، روح سهل‏انگاری و تنبلیِ انسان نمی‏گذارد او به جایی برسد. انگیزه‏ی بزرگی لازم است که انسان را به تلاش در کارها وادار کند. آن‏ها که دائماً نوآوری می‏کنند، به این سبب است که روند علمی‏شان به این حرکت وادارشان کرده و بعد کار برایشان روان شده است. وانگهی، پول و استعمار دنیا را پشت سر خود دارند. امروز غربی‏ها به وسیله‏ی علم، خودشان را بر دنیا مسلّط کرده‏اند. برای آن‏ها انگیزه وجود دارد. کشورهای از لحاظ علمی عقب نگه داشته شده هم برای پیشرفت و حرکت، باید در خود انگیزه ایجاد کنند. یکی از عوامل ایجاد انگیزه این است که راه‏ها بسته باشد. خدا را شکر می‏کنیم که راه‏ها کاملًا باز نیست و در جاهایی بسته است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم ساری - 1374/07/22
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
انقلاب اسلامی به وجود آمد تا به ملت ایران، حیات طیّبه بدهد. حیات طیّبه، یعنی آن چیزی که قرآن می‏فرماید: «فلنحیینّه حیاة طیّبه». این ثمره و هدف نهایی این انقلاب است. حیات طیّبه، یعنی یک ملت، هم از لحاظ مادّی و زندگی روزمرّه و رفاه و امنیت و دانش و سواد و عزّت سیاسی و استقلال اقتصادی و رونق مالی و اقتصادی برخوردار باشد و هم از جهت معنوی، انسانهای مؤمن و خداشناس و پرهیزکار و برخوردار از اخلاق والای الهی در آن زندگی کنند. این حیات طیّبه است.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از کارگران و معلمان - 1372/02/15
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ماآنچه‏راکه فهمیده‏ایم، آنچه را که تکلیفمان است، آنچه را که می‏دانیم خدای متعال آن رامی‏خواهد؛ آن‏رامی‏گوییم، آن را انتخاب می‏کنیم و آن راه‏رامی‏رویم. کسی نمی‏تواند روی ملت و دولت و نظام جمهوری اسلامی‏ایران وخدمتگزاران شمامردم، تأثیری بگذارد. این، استقلال سیاسی است و ما، این را به‏دست آورده‏ایم.
از این مشکلتر، «استقلال اقتصادی» است. استقلال اقتصادی، یعنی ملت و کشور، در تلاش اقتصادی خود روی پای خود بایستد و به کسی احتیاج نداشته باشد. معنایش این نیست که ملتی که استقلال اقتصادی دارد، با هیچ‏کس در دنیا داد و ستد نمی‏کند؛ نه. داد و ستد، دلیل ضعف نیست. چیزی را خریدن، چیزی رافروختن، معامله کردن، گفتگوی تجاری کردن، اینها دلیل ضعف نیست. اما باید طوری باشد که یک ملت، اوّلاً نیازهای اصلی خودش رابتواند خودش فراهم کند. ثانیاً، در معادلات اقتصادی دنیا و مبادلات جهانی، وزنه‏ای باشد. نتوانند او را به آسانی کنار بگذارند؛نتوانند او را به آسانی محاصره کنند؛ نتوانند او را به آسانی فرو دهند و هر چه می‏خواهند به او املا کنند. امروز کشورهایی که از لحاظ اقتصادی پیشرفته هستند و قدرتی دارند - و متأسفانه استعمار و استکبار دنیا را هم در اختیار دارند و دنبال می‏کنند اگر بخواهند با کشوری کالایی را مبادله کنند و داد و ستد و همکاری داشته باشند، مواردی را به آن کشور تحمیل می‏کنند. اقتصاد مستقل یک کشور، یعنی آن چیزی که کشور لازم دارد، در داخل کشور قابل تأمین باشد؛ کارخانه‏های کشور، همه کار کنند و کارگران کشور، کار را وظیفه انسانی و دینی و وجدانی خودشان بدانند. کارگر هم فقط کسی نیست که در کارخانه است. هرکس که یک کارمفید در این مملکت انجام می‏دهد، یک کارگر است. یک نویسنده، یک هنرمند، یک معلّم، یک مبتکر و یک محقّق، اینها هم کارگرند.
کارگری افتخار است. افتخار است که کسی کارگر باشد؛ چه رسد به آن بازوها و پنجه‏های توانا و قدرتمندی که این چرخهای کارخانه‏ها را به کارمی‏اندازند؛ که اگر آن بازوها نباشند، آن چرخها به کار نخواهد افتاد و ملتی‏که به چنین وضعی دچار شود، روزگارش سیاه خواهد بود.
حالا ما به استقلال اقتصادی رسیده‏ایم یانه؟ من عرض می‏کنم این همان است که مشکلتراست. باید تلاش کنیم. البته می‏توانیم امروز ادّعای استقلال اقتصادی کنیم؛ اما به شرطها و شروطها. این، چند شرط دارد: اوّلاً این‏که در کشور، هر کس، هر کاری را که به عهده دارد، خوب انجام دهد. فرمود: «رحم اللَّه امرء عمل عملاً فاتقنه»؛ خدا رحمت کند آن کسی را که کاری انجام دهد و آن رامحکم و متقن انجام دهد؛ خوب انجام دهد. شما اگر یک پیچ را می‏گردانید و سفت می‏کنید، اگر یک چرخ را می‏چرخانید، اگر جایی یک بخیه می‏زنید، اگر ماشینی را گریسکاری می‏کنید، اگر کتابی را چاپ می‏کنید، اگر کتابی را می‏نویسید، اگر سرِ کلاس درس می‏دهید، اگر در بیمارستان به بیماران می‏رسید، اگر در شهرداری مشغول تمیزکردن معابر شهری مردم خودتان هستید، اگرگوینده‏اید، اگر نویسنده‏اید، اگر محقّقید، اگر روحانی هستید، اگر مشغول تحصیل و درس خواندن هستید، اگر در دانشگاه یا مدرسه هستید، اگر در کار هنر مشغولید، اگر فیلمسازید، اگر داستان نویس هستید، اگر روزنامه نگارید؛ هر چه هستید و هر که هستید و هر جا کار می‏کنید، باید سعی کنید کاری را که انجام می‏دهید، درست انجام دهید، کامل انجام دهید، محکم انجام دهید، و کم نگذارید. این، یکی از شرایطی است که اگر محقّق شود، مابه استقلال اقتصادی می‏رسیم.
شرط دوم این است کسانی که پول و امکانات دارند، فقط به فکر خودشان نباشند؛ چون آن پول هم از همین کشور به‏دست آمده، آن پول هم در سایه همین ملت و از همین آب و خاک به‏دست آمده است. چه کسی می‏تواند بگوید «من پول دارم و در پولدارشدنِ خودم، مرهون خدمات و کمکهای دولت وملت نیستم»؟ مگر چنین‏چیزی می‏شود؟ از آسمان که برای انسان پول نمی‏ریزند! پول در همین زندگی و تلاش روزمرّه به‏دست می‏آید. هزاران نفر کار می‏کنند؛ یک‏نفر تصادفاً پولدار می‏شود. کسانی‏که پول و امکان دارند، این پول را فقط برای استفاده خودشان مصرف نکنند. شما اگر می‏خواهی در جایی سرمایه‏گذاری کنی و به کاری بپردازی، فقط به فکراین نباش که این‏کار چقدر به من سود می‏رساند؟ ما نمی‏گوییم هیچ ملاحظه شخص خودتان را نکنید. می‏گوییم ملاحظه کشورتان را هم بکنید. سرمایه‏گذاری مضر نکنید. سرمایه‏گذاری بی‏فایده نکنید. در کاری که تولید آن، مملکت را به پیش نمی‏برد سرمایه‏گذاری نکنید. کسانی‏که پول و امکانات دارند، وجدان دینی و احساس مسؤولیت داشته باشند.
شرط دیگر این است که درمحیط کار و تلاش اقتصادی کشور، ابتکار وجود داشته‏باشد. من عرض می‏کنم چه خوب است کارخانه‏هایی که در کشور ما وجود دارد؛ چه آنهایی که در اختیار دولت است و چه آنهایی که در اختیار مردم است - امروز تعداد زیادی از واحدهای تولیدی دراختیارمردم و مال خودمردم است - یک مقدار از درآمدشان را برای تحقیق، برای پیشبرد کار و برای کیفیّت بخشیدن به کالای تولیدیشان صرف کنند. چرا ما باید بنشینیم که دیگری در اروپا، یا در یک گوشه دیگر دنیا تحقیقی بکند و ما از او یاد بگیریم؟! مگر ما کمتر از آنها هستیم؟! مگر ما کمتر می‏فهمیم؟! پس باید تحقیقات کنند، ابتکار کنند، تولید را جلو ببرند، صنعت را جلو ببرند، تولید را از لحاظ کیفیّت و کمیّت بالا ببرند. این هم یک شرط؛ ابتکار داشتن و نوآوری.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از کارگران و معلمان - 1372/02/15
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
در محیط کار و تلاش اقتصادی کشور، ابتکار وجود داشته باشد. من عرض می‏کنم چه خوب است کارخانه‏هایی که در کشور ما وجود دارد؛ چه آن‏هایی که در اختیار دولت است و چه آن‏هایی که در اختیار مردم است امروز تعداد زیادی از واحدهای تولیدی در اختیار مردم و مال خود مردم است یک مقدار از درآمدشان را برای تحقیق، برای پیشبرد کار و برای کیفیّت بخشیدن به کالای تولیدیشان صرف کنند. چرا ما باید بنشینیم که دیگری در اروپا، یا در یک گوشه‏ی دیگر دنیا تحقیقی بکند و ما از او یاد بگیریم؟! مگر ما کمتر از آن‏ها هستیم؟! مگر ما کمتر می‏فهمیم؟! پس باید تحقیقات کنند، ابتکار کنند، تولید را جلو ببرند، صنعت را جلو ببرند، تولید را از لحاظ کیفیّت و کمیّت بالا ببرند. این هم یک شرط؛ ابتکار داشتن و نوآوری.
چیزی را به بازار خواستِ بشر در سطح جهان عرضه کنید که چشمها را به طرف شما بگرداند و به آن احساس احتیاج کنند. فقط ادّعا نباشد. در این میدان باید واقعاً عمل باشد. این هم یک شرط است. بعد، دستگاه‏های علمی کشور به کمک اقتصاد کشور بیایند. متفکّرین دانشگاهها بیایند و برای دولت کار کنند. دولت تکیه به متفکّرین و علمایی کند که در دانشگاهها هستند و درس می‏خوانند. خیال هم نکنند که تحقیق و حرف فلان متفکّر اروپایی که چیزی گفته، همیشه همین است. امروز چیزی می‏گویند و بیست سال دیگر، ده سال دیگر، پنج سال دیگر، یک نفر عالم دیگر می‏آید و آن حرف را باطل می‏کند و حرف دیگری می‏زند. چرا ما عادت کرده‏ایم هرچه غربی‏ها گفتند، بی‏قید و شرط قبول کنیم و دست روی دست بگذاریم و از آن‏ها گوش کنیم و بپذیریم؟! شما باید درستش را پیدا کنید. اقتصاددانان کشور ما باید آنچه را که با اوضاع سرزمین ما، با عقاید ما، با خصوصیات مملکت ما و متناسب با مسائل اقتصادی ماست، پیدا کنند. همین‏طور که اینجا اظهار شد، امروز ما می‏بینیم بحمد اللّه طرحهای جدید اقتصادی از طرف دولت و مسئولین کشور در جریان است. این طرحهای اقتصادی آن‏طور که مسئولین آن‏ها بیان می‏کنند إن شاء اللّه در آینده نتایج شیرین و خوبی خواهد داشت و امیدواریم که آن آینده، زودتر برسد. اما من این را می‏خواهم عرض کنم که قشرهای محروم و فقیر و کم‏درآمد، که گران شدن یک جنس فوراً در زندگی شخصی‏شان اثر می‏گذارد، باید تحت حمایت و پوشش قرار گیرند. این را عرض می‏کنیم تا مسئولین مسائل اقتصادی و بخشهای مختلف اقتصادی و کسانی که کار و تولید در اختیارشان است، روی این قضایا درست فکر کنند و این قشرهای آسیب‏پذیر و به‏اصطلاح مستضعفین و محرومین و کم درآمدها، به نحوی کمک شوند، تا إن شاء اللّه این ملت بتواند اقتصاد را شکوفا کند. این می‏شود استقلال اقتصادی.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از کارگران و معلمان - 1372/02/15
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
.هدفِ تهاجم فرهنگی دشمن این است که ذهن مردم را عوض کند؛ از راه اسلام منصرف نماید و از مبارزه ناامید سازد. آن آقایی که خودش به حسب آنچه که ما می‏بینیم خسر الدنیا و الآخره است، برمی‏دارد می‏نویسد که «ملت ایران خسر الدنیا و الآخره شده‏اند»! می‏نویسند، و چاپ هم می‏کنند که «مسلمانهای عالم و از جمله ملت ایران، خسر الدنیا و الآخره شدند.» چرا؟ چون با امریکا جنگیدند؛ مقصودش این است! این، خسر الدنیا و الآخره بودن است؟! ملت ایران که توانست خود را از ذلّتِ وابستگی نجات دهد؛ توانست خود را از ذلّت و ننگ ارتباط و اتّصال با رژیم منحوس دست‏نشانده‏ی فاسد پهلوی و ارتباط با امریکا نجات دهد و این‏طور شجاعت و شهامت و سربلندی در دنیا از خود به نمایش بگذارد و در جاده‏ی آزادگی گام نهد، خسر الدنیا و الآخره است؟! این جوانان ما، این خانواده‏های مؤمن ما، این زن و مرد دل‏باخته‏ی دین و عاشق راه خدا، خسر الدنیا و الآخره‏اند؟! خودشان خسر الدنیا و الآخره‏اند! کسی که این را می‏گوید، حقیقتاً خسر الدنیا و الآخره است. نه دنیا دارند، نه آخرت. دنیاشان، دنیای نکبت؛ آخرتشان هم بلاشک، قهر و عذاب الهی است. نسبت به مردم این حرفها را می‏زنند و پخش هم می‏کنند. برای چه پخش می‏کنند؟ برای اینکه مردم را متزلزل کنند؛ برای اینکه ایمان مردم را عوض کنند. این، کار کیست؟ کار همان دشمنی که استقلال اقتصادی به ضرر اوست، استقلال سیاسی به ضرر اوست؛ استقلال فرهنگی به ضرر اوست.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از کارگران و معلمان - 1372/02/15
عنوان فیش :محکم کاری یکی از شروط استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی, اتقان کاری
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
می‌توانیم امروز ادّعای استقلال اقتصادی کنیم؛ اما به شرطها و شروطها. این، چند شرط دارد: اوّلاً این‌که در کشور، هر کس، هر کاری را که به عهده دارد، خوب انجام دهد. فرمود: «رحم اللَّه امرء عمل عملاً فاتقنه(1)»؛ خدا رحمت کند آن کسی را که کاری انجام دهد و آن را محکم و متقن انجام دهد؛ خوب انجام دهد. شما اگر یک پیچ را می‌گردانید و سفت می‌کنید، اگر یک چرخ را می‌چرخانید، اگر جایی یک بخیه می‌زنید، اگر ماشینی را گریسکاری می‌کنید، اگر کتابی را چاپ می‌کنید، اگر کتابی را می‌نویسید، اگر سرِ کلاس درس می‌دهید، اگر در بیمارستان به بیماران می‌رسید، اگر در شهرداری مشغول تمیزکردن معابر شهری مردم خودتان هستید، اگرگوینده‌اید، اگر نویسنده‌اید، اگر محقّقید، اگر روحانی هستید، اگر مشغول تحصیل و درس خواندن هستید، اگر در دانشگاه یا مدرسه هستید، اگر در کار هنر مشغولید، اگر فیلمسازید، اگر داستان نویس هستید، اگر روزنامه نگارید؛ هر چه هستید و هر که هستید و هر جا کار می‌کنید، باید سعی کنید کاری را که انجام می‌دهید، درست انجام دهید، کامل انجام دهید، محکم انجام دهید، و کم نگذارید. این، یکی از شرایطی است که اگر محقّق شود، مابه استقلال اقتصادی می‌رسیم.
1 )
مسائل علی بن جعفر و مستدرکاتها، علی بن جعفر (علیه السلام) ص 93  ؛

رحم اللّه امرءا عمل عملا صالحا فأتقنه
ترجمه :
خداوند فردی را که کار نیکویی انجام دهد و آن [کار] را محکم ومتقن گرداند، مورد رحمت قرار میدهد.


مربوط به :پیام به کنگره عظیم حج - 1370/03/26
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
دومین مسئله‏یی که شایسته است بخصوص در این زمان و مکان به آن اندیشیده شود، مسأله‏ی پیوند امت اسلامی است با تاریخ خود و نیز با سرنوشتی که باید برای خود رقم زند. گذشته‏ی امت اسلامی چیزی است که استعمار از هنگام ورود به آسیا و آفریقا، همت بر مخدوش ساختن و به فراموشی سپردن آن داشته است. تسلط بر ذخایر مادّی و انسانی در کشورهای اسلامی و به دست گرفتن سرنوشت ملتهای مسلمان که هدف استعمارگران، مستقیم و غیر مستقیم، از اواخر قرن هجدهم میلادی به این طرف بوده به طور طبیعی ایجاب می‏کرد که احساس غرور و شخصیت ملل مسلمان شکسته شود و آن‏ها از گذشته‏ی پُرشکوه کاملًا منقطع شوند و بدین‏گونه فرهنگ و اخلاق خود را رها کرده، آماده‏ی پذیرش فرهنگ غرب و تعالیم استعماری شوند. و این حیله، در زمینه‏ی کاملًا مساعدی که تسلط حکومتهای فاسد و مستبد در کشورهای اسلامی فراهم آورده بود، کارگر افتاد و سیل فرهنگ مهاجم غربی و همه‏ی مفاهیمی که استعمار رواج آن را در میان ملل مسلمان برای تأمین سلطه‏ی سیاسی و اقتصادی خود بر آن ملتها ضروری می‏شمرد، به راه افتاد و نتیجه آن شد که در طول دویست سال، کشورهای اسلامی یکسره به سفره‏ی گسترده و بی‏مانع و رادعی برای غارتگران غربی تبدیل شد و آنان از حاکمیت مستقیم گرفته، تا مالکیت ثروتهای زیرزمینی و تغییر خط یا زبان و حتّی تصرف کامل یک کشور اسلامی مانند فلسطین و تحقیر مقدسات اسلامی و غیره، در این کشورها پیش رفتند و مسلمین را از همه‏ی برکات استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی که از جمله‏ی آن، رشد علمی و فرهنگی است بازداشتند.

مربوط به :خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران - 1369/01/10
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
با این خصوصیات مشترک، اسلام مخالف بود و اعلام مخالفت کرد و گفت که حکومت جمهوری اسلامی، استقلال کامل ملت تحت تابعیت خود را تضمین و تأمین می‏کند. این استقلال کامل، شامل استقلال سیاسی و اقتصادی و بالاتر از همه، استقلال فرهنگی است. یعنی جمهوری اسلامی، به این اکتفا نکرد که حکومتی را مستقل از قدرتها به وجود بیاورد؛ این قدم اول است. کشورهایی که به استقلال می‏رسند، قدم اول استقلال آن‏ها همین است که نظام سیاسی خودشان را مستقل کنند؛ یعنی حکومتی مستقل از نفوذ قدرتهای بیگانه به وجود آورند. به این هم اکتفا نکرد که در جهت استقلال اقتصادی حرکت بکند. استقلال اقتصادی، از استقلال سیاسی مشکل‏تر و دیریاب‏تر است. می‏بینید که به آسانی نمی‏شود رشته‏های نفوذ و سلطه‏ی اقتصادی قدرتها و دولتهای بیگانه را قطع کرد. اگر کشوری بخواهد به سمت استقلال اقتصادی برود، احتیاج به نیروی انسانی کارآمد، منابع درآمدزا، امکانات فراوان، دانش، تخصص، همکاری‏های علمی و فنی بین‏المللی و بسیاری از چیزهای دیگر دارد. کشورهای انقلابی و کشورهایی که تازه به استقلال می‏رسند، برای به دست آوردن همه‏ی این مقدمات و ابزار استقلال اقتصادی، دچار زحمت و دردسرند.
کشور ما از ساعت اول، در جهت استقلال اقتصادی حرکت کرد. درست است که قبل از انقلاب، تسلط حکومتهای وابسته، یک اقتصاد کاملًا وابسته‏ی به غرب و بخصوص امریکا را در این کشور رشد داده بود و بریدن این رشته‏ها کار بسیار دشواری بود؛ اما این رشته‏ها بریده شد و ما توانستیم در جهت استقلال اقتصادی حرکت کنیم.
البته تا رسیدن به یک استقلال اقتصادی کامل، هنوز فاصله داریم و مردم باید کار کنند، جوانان باید درس بخوانند، متخصصان باید تلاش نمایند و کسانی که می‏توانند در این مقصود مهم ملی کمک کنند هرگونه کمکی آن را باید انجام دهند.برای یک کشور، استقلال اقتصادی یک ضرورت حیاتی است. وقتی رشته‏های اقتصاد یک کشور به بیگانگان وصل باشد، معنایش این است که رگ حیات و تغذیه‏ی این پیکر به جایی دیگر وصل است؛ پس اختیار در دست دیگری خواهد بود.
بیشتر کشورهای انقلابی در قرن معاصر، متمایل به شرق بودند. این‏ها از دولتها و قدرتهای شرقی استفاده می‏کردند. مثلًا وقتی‏که چین انقلاب کرد، تا ده سال بلکه بیشتر، کشور شوروی که برادر بزرگ او محسوب می‏شد و در انقلاب سوسیالیستی پیش‏گام بود به چین کمک اقتصادی و فنی می‏کرد و متخصص و کارشناس به آن کشور می‏فرستاد. سایر کشورهای کمونیستی هم همین‏گونه بودند. اما جمهوری اسلامی، برای بریدن رشته‏های پیوند و وابستگی اقتصادی خود، فقط به اراده‏ی نیرومند ملت خویش و استعداد درخشان ایرانیان متکی بود و هست. پس، در راه استقلال اقتصادی، ملت ما پیش رفت و بازهم پیش می‏رود و بحمد اللّه برنامه‏ریزیها در همین جهت حرکت می‏کند و باید هم بکند.

مربوط به :بیانات در جمع فضلا و طلاب و روحانیون مشهد - 1369/01/04
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
از اعلی مرتبه‏ی نفوذ یک روحانی در گذشته، این بود که امور فردیِ محض را که تازه همه هم عمل نمی‏کردند و دلبخواهی بود روی کاغذ بنویسد و پخش کند و آن‏هایی که دلشان می‏خواست بگویند ما مقلد آن آقا هستیم، به همه و یا به بخشی از آن عمل کنند. این کجا، آنکه امروز هست، کجا؟ امروز، روحانیت است که بر تمام دستگاه‏های اقتصادی کشور مشرف است. امروز، اگر آن شخص روحانی که سیاستهای کشور را او باید بگذارد یعنی مقام رهبری بگوید که مثلًا شما در بخش صنعت با فلان خصوصیات، حق ندارید یک ریال سرمایه‏گذاری کنید، دولت در آن بخش، یک ریال سرمایه‏گذاری نخواهد کرد. امروز، سیاست‏گذاری روحانی می‏تواند مملکت را به سمت کشاورزی بکشاند، به سمت صنعتی بکشاند، خدای نکرده به سمت وابستگی بکشاند، یا به سمت خودکفایی و استقلال و شکوفایی اقتصادی سوق دهد، یا به سمت رکود اقتصادی بکشاند. این کجا، آن کجا؟ اصلًا قابل مقایسه است؟ سعه‏ی کار شما و حوزه‏های علمیه، این‏قدر تفاوت کرده است.

مربوط به :بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم - 1368/09/15
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
همه‏ی مردم کشور و مخصوصاً قشرهای بافرهنگ و برخوردار از سواد و علم و معرفت بدانند که استقلال یک ملت جز با استقلال فرهنگی تأمین نمی‏شود. اگر یک ملت، از لحاظ سیاسی تحت تأثیر قدرتهای بزرگ نباشد و از لحاظ اقتصادی هم به خودکفایی کامل برسد، اما فرهنگ و اخلاق و عقاید و باورهای دشمنان و بیگانگان در میان این ملت رواج داشته باشد و رشد بکند، این ملت نمی‏تواند ادعای استقلال کند.
در دنیا، سررشته‏ی فرهنگ دست عده‏یی است که آن‏ها چگونگی لباس و پوشش و کیفیت زندگی و نشست و برخاست و اخلاق و معرفت را برای انسانهای بی‏گناه و بی‏خبر در سرتاسر عالم رقم می‏زنند و تعیین سرمشق می‏کنند. اگر ملتی بتواند خود را از سرایت موج مسموم فرهنگیِ ساخته و پرداخته‏ی بیگانگان حفظ کند، این ملت مستقل خواهد بود؛ اما اگر نتواند و تحت تأثیر غلبه‏ی فرهنگ بیگانه قرار بگیرد، این ملت، ملتی وابسته و اسیر است؛ ملتی است که تلاشهای استقلال‏طلبانه‏ی سیاسی و اقتصادی او نیز تحت تأثیر کسانی خواهد بود که سررشته‏ی فرهنگ را در دست و اختیار دارند.

مربوط به :بیانات در دیدار ائمه‌ی جمعه و مسئولان و اقشار مختلف مردم سراسر کشور - 1368/09/01
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
باید این ملت بتدریج، با ابتکار و تلاش خود و با قوّت مدیریتی که بر آن اعمال می‏شود و نیز با وحدتی که همه‏ی مردم در جهت آزادی و استقلال دارند و همچنین با آشنایی آن‏ها به توطئه و ترفندهای تبلیغاتی دشمن، به طرف آزادی و استقلال کامل اقتصادی برود. البته، مقدمه‏ی این استقلال اقتصادی، استقلال سیاسی است. کشورهایی که از لحاظ سیاسی وابسته هستند، قادر نخواهند بود و اصلًا انگیزه ندارند که آزادی و استقلال اقتصادی را به دست آوردند. بحمد اللّه در مملکت ما، استقلال و آزادی سیاسی وجود دارد که دنباله‏ی آن، استقلال اقتصادی و بالاتر از همه استقلال فرهنگی است؛ آن هم فرهنگ مستقل با طرد نشانه‏های فرهنگ منحط و فاسد غربی از جامعه. در این باره، حرفها و بحثهای زیادی است که فعلًا می‏گذریم.

مربوط به :تنفیذ حکم اولین دوره‌ی ریاست جمهوری حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی‌رفسنجانی - 1368/05/12
عنوان فیش : استقلال اقتصادی
کلیدواژه(ها) : استقلال اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
در پایان، رئیس‏جمهور محترم و کسانی را که در اداره‏ی کشور توفیق همکاری با ایشان را خواهند داشت، به رعایت تقوا و تداوم یاد خدا و حسن سلوک در ارتباط با مردم و بخصوص قشرهای ضعیف و محروم که صاحبان انقلاب و سربازانِ همیشه در صحنه‏ی آن می‏باشند و رعایت عزت و عظمت اسلام و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جمهوری اسلامی در تنظیم روابط خارجی توصیه می‏کنم و ملت عزیز را نیز به همکاری و حمایت کامل از این مسئولین دلسوز و لایق دعوت می‏نمایم و امید و اطمینان کامل دارم که با وحدت کلمه‏ی ملت و تلاش مخلصانه‏ی مسئولین و حرکت عمومی همه‏ی اقشار مردم در همکاری و کمک به مجریان امور، این ملت بزرگ خواهد توانست به همه‏ی آرزوهای بزرگ خود دست یابد و کینه‏ی دشمنان پلید را به ناکامی بکشد و فروغ امید را در دل همه‏ی ملتهای مستضعف جهان برافروزد. «انّه ولیّ التّوفیق».
حرف مردم
نام شما:
ایمیل شما (نمایش داده نخواهد شد):
حرف شما: