مـجله دیـــــنی فرهــنگی بیــــــنشجو
آنچه مهم است این است که طلبه‌ى دین، عالم دین و روحانى -به اصطلاح رایج- وظیفه‌ى خودش را در هر برهه‌اى از زمان تشخیص بدهد. اگر وظیفه تشخیص داده نشد، علم و تقوا و مانند اینها به درد نمیخورد؛ یعنى... ادامه »
استعمارنو همچنان اساس و بنیاد همه‌ی امور است و کشورهای توسعه نیافته، استان‌ها و ایالات برون‌‌مرزی کشور‌های قدرتمندند، بی‌آنکه از مزایا و حقوق استان‌ها و ایالات درون‌مرزی برخوردار باشند. بنابراین خواه فریاد بردارند مرده باد، خواه عربده بکشند زنده باد، هیچ تفاوتی نمی‌کند، زیرا...
در باب اصالت و تشکیک وجود
درین مقاله سعی برین است که یک شبهه مشترک بین اصالت و تشکیک در وجود را پاسخ گوییم.
پرداختن ما به این بحث در ادامه بحثی بود که سابقا درباره تشکیک در وجود داشتیم....
سبک زندگی
سلام
وقتی که به یک فروشگاه زنجیره ای میریم یک سبد بر میداریم و یک مجموعه کالاهای با ربط و بی ربط داخلش می ریزیم به عنوان سبد اقلام مورد نیاز برای زندگی.
به نظر میرسه مساله سبک زندگی هم ازین قراره.
درینجا دو دیدگاه مطرحه:
دیدگاه اول میگه که دین تعیین میکنه که چه چیزهایی درون این سبد باشه.
دیدگاه دوم میگه که دین میتونه یکی از چیزایی باشه که درون سبده.
شاید تا به حال با بازی های استراتژیک کامپیوتری مثل "صلاح الدین" و یا بازی های آنلاین استراتژیک مثل "عصر پادشاهان" بازی کرده باشید؛ نکته اش اینجاست که تمام مناسبات رو قدرت طلبی و منفعت طلبی شما تعیین می کنه و حتی دین(که با نماد معبد و کلیسا معرفی میشه) یک تشریفات پرهزینه است که به عنوان ابزاری برای کسب قدرت و منفعت بیشتر تعریف شده.
بسیاری از کسانی که تقابل مدرنیته با دین رو قبول ندارن، نگاهشون به دین همین نگاهه لذا دین رو رقیب این قدرت طلبی افسارگسیخته نمیدونن.
اما اگه جایگاه دین، جایگاه انتخاب و چینش باشه خواهیم دید که رقابت و تقابل حتمیه
حالا به نظر شما کدوم نظریه درست تره؟
اقتصاد غربی
مقاله پیش رو مستقیما در زمینه اقتصاد است اما از آنجا که بحث غربشناسی ما بحثی مبسوط است، از دیدگاه اقتصاد هم میتوانیم ورودی به بحث داشته باشیم....
کدام غرب؟
درین گفتار در پی آنیم که با تاملی بیشتر، موضوع بحث غرب شناسی را مورد مداقه قرار داده، موانع سر راه گفتمان جاری را بازشناسیم....
غرب بیکنی (4)
در واقع نقطه قوت نظریه بیکن این است که آنچیزی که محسوس است، از این عالم است و آن اموری که محسوس نیستند، از عالم دیگری هستند و معقول است که صرف نظر از اصل صدور، هر عالمی در روابط درونیش خودبنیاد و مستقل باشد....
غرب بیکنی(3)
به نظر میرسد نظام تشکیکی صدرایی، مناط و ملاک واضحی برای تشکیک و جدا کردن طبقات موجودات ندارد؛ لذا گاهی علیت و معلولیت، ملاک علو و دنو طبقه میشود، گاهی برتری در کمالات وجودی و گاهی حتی برتری در کمالات اخلاقی!...
اسطوره ها 2
در گفتار فرانسیس بیکن به خوبی می‌توان یافت که مبادی فکری غرب را در کتاب ارغنون نو، اندیشیدن بر روی داده‌های حسی برای تسلط بر طبیعت می‌داند.
اگر خوب توجه و دقت در مبانی فکری فلاسفه‌ی غرب داشته باشیم به یک نقطه مشترک بین آنها می‌رسیم و آن تفسیر مادی از وقایع است. البته هر کدام به نحوی متفاوت به آن پرداخته‌اند....
غرب بیکنی (2)
آیا ملایکه و دیگر موجودات مجرد می‌توانند در امور مادی و طبیعی تاثیرگذار باشند یا اینکه این موجودات منعزل از طبیعت هستند و در واقع، طبیعت طبق قانون خودش پیش میرود....
اسطوره‌ها1:
وقتی ادبیات و هنر غرب را مورد مطالعه و ملاحظه قرار می‌دهیم می‌بینیم جائی نیست که اسطوره‌ای در آن وجود نداشته باشد. هدف از پرورش اینگونه ادبیات و هنر چیست؟...
گپ و گفت غربشناسی 1
یکی از نقطه نظرات بیکن(به نقل از تاریخ فلسفه کاپلستون)، ایده ی خودبنیادی طبیعت است؛ بدین معنا که ما برای تبیین طبیعت و کشف قوانین حاکم بر آن (متافیزیک به اصطلاح بیکنی) ، لازم نیست به علل غایی و ازلی و خارج از طبیعت رجوع کنیم، بلکه طبیعت قابل تبیین طبیعی است،...
|◄ 1 ►|