مـجله دیـــــنی فرهــنگی بیــــــنشجو
انتظار به معنای آماده شدن است، تلاش در راه ایجاد جامعه مهدوی... ادامه »
  • اندیشه‌ مهدویت منحصر به شیعیان و یا مسلمانان نیست؛ بلکه همه یا اغلب ادیان و مذاهب موجود در جهان، به گونه‌ای به “موعود” باور دارند.
  • در این زمینه یکی از روانشناسان به نام «آدلر» اظهار می‌دارد: به طور کلی در چهار تا پنج سالگی شخصیت، منش، رفتار و سبک خاص زندگی هر فرد مشخص می‌شود و این روال تقریباً تا آخر عمر ادامه می‌یابد.
غرب شناسی
غرب بیکنی(3)

تشکیک در مرتبه غیب و شهود

سلام
در مقاله قبل دو دیدگاه در چگونگی رابطه عالم غیب و شهود را مطرح کردیم:
1_دیدگاه مادّیّون که اساسا عالم فوق ماده را نفی میکنند.
2_الهیّون که رابطه این دو عالم را بر اساس نظریه تشکیک، طولی میدانند.

اما نقد:
به نظر میرسد نظام تشکیکی صدرایی، مناط و ملاک واضحی برای تشکیک و جدا کردن طبقات موجودات ندارد؛ لذا گاهی علیت و معلولیت، ملاک علو و دنو طبقه میشود، گاهی برتری در کمالات وجودی و گاهی حتی برتری در کمالات اخلاقی!
در حالی که تعدد ملاک میتواند مشکل ساز باشد؛ نظیر تعدد ملاک در کر بودن آب که در حالت احراز یک ملاک و تخلف از ملاک دیگر، مکلف شک میکند که کریت حاصل است یا نه.
البته در مسایل فقهی که ناظر به مقام عمل است مشکل به آسانی قابل حل است ولی جایی که پای عقیده و تئوری در میان است، اصل عملی و حجیت و نظایر آن کاری از پیش نمی برند.
مثلا اگر دو موجود، نسبت علت و معلول نداشتند ولی یکی از آندو عالم تر یا قوی تر از دیگری بود، آیا در دو طبقه طولی قرار میگیرند یا در یک طبقه؟
یا مثلا اگر یکی قویتر و دیگری عالمتر بود تکلیف چیست؟
یا به فرض اگر یکی عالمتر و دیگری پاکدامن تر بود حکم کدام است؟
به نظر نویسنده کم بضاعت، فقط عالَم الله جل جلاله را با ماسوا که جمله خلایق باشند میتوان در دو طبقه تشکیکی لحاظ کرد، آن هم به تعبیری که به وحدت وجود نزدیکتر است تا نظریه تشکیک.(انشاالله در وقت مقتضی بیان خواهد شد)
بنا بر این جدا کردن عوالم مختلف و لحاظ برتری مطلق یک موجود بر موجود دیگر در ماسوی الله معقول به نظر نمیرسد.
تشکیک در میان ما سوی الله هم جاریست لکن نه تشکیک وجودی و مطلق بلکه تشکیک در معنا.
مثلا میتوان گفت موجود x در خصوصیت p از موجود y برتر است و شاید موجود y هم در خصوصیت q از موجود x برتر باشد نه اینکه مطلق بگوییم موجود x از موجود y برتر است.

ممکن است گفته شود:
ملاک علیّت کافی است و برتری در علیّت، برتری در همه معانی و خصوصیات را در پی خواهد داشت زیرا معطی شیء فاقد شیء نخواهد بود.
لکن در جواب میتوان گفت:
اولا بنا بر قبول نظریه عین الربطی معلول به علت، غیر از خداوند تعالی هیچ علتی وجود ندارد که علیّت آن بخواهد رفعت طبقه برایش درست کند.لذا اگر علیّت را به تنهایی هم بخواهیم ملاک بگیریم باز هم تعداد طبقات به دو طبقه الله و ما سوی الله منحصر میشود.

ثانیا هیچ دلیلی نداریم که علت، لزوما در کمالات اخلاقی باید بالاتر از معلولش باشد.
در کمالات وجودی هم برای نویسنده بی بضاعت محل تامل است.

ثالثا انحصار ملاکات تشکیک، در علیتّ هم از کلمات فلاسفه که ادنی برتری را سبب تشکیک می شمارند، فهمیده نمیشود.

ادامه دارد 
نویسنده: مهدی زارعی

مرتبط:  غرب بیکنی (1)
            غرب بیکنی (2)
            غرب بیکنی (4)

کلیدواژگان:

حرف مردم
ناشناس
ثبت شده در تاریخ ۱۳۹۳/۰۳/۳۰
بین انسان و حیوان و ملائک و اجسام و جن کدامیک بالاتراند
کدامیک رتبه وجودی بالاترب دارند
اصلا کدامیک علت دیگری هستند
شدت وجود در کدامیک از اینان بیشتر است
اصلا شدت وجود به چه معناست
تقسیم عوالم آیا عقلی است و یا وحی است و یا اینکه نوعی دسته بندی تصوری است
بین علم و قدرت چه ارتیاطی وجود دارد
علم علت قدرت است و یا اینکه قدرت علت علم
به نظر میرسد علم و قدرت از خصوصیات وجودی یک شیء باشد

نویسنده
ثبت شده در تاریخ ۱۳۹۳/۰۴/۳۱
سلام
طبق مطلبی که از قلم حقیر گذشت، اولا شدت وجود یعنی همان که یکی وجود و دیگری ظل الوجود باشد
و این مطلب فقط در مورد خداوند و ما سوای خداوند صادق است
لذا آن تفاوتی که بین جن و ملک و انسان و حجر و شجر هست، مراتب وجودی پدید نمی آورد بلکه بین ایشان تشکیک در اتصاف به صفات است
یعنی مثلا یکی از دیگری عالم تر یا متحرک تر یا .....تر است نه موجودتر

رهگذر
ثبت شده در تاریخ ۱۳۹۳/۰۸/۰۴
سلام تصویری که از تشکیک داری بسیار ساده و ابتدایی و ناصحیح است خصوصیت xاز خصوصیت y بر تر است را خوب تامل کن که منشا آن چیست؟ انشاله کمک میکند برای تصویر صحیح تر در باره تشکیک..یاعلی

مهدی زارعی
ثبت شده در تاریخ ۱۳۹۳/۰۸/۰۶
سلام
همونطور که در متن هم اشاره شد اگه بخوایم هر تفاضلی رو به یک تفاضل - تفاضل در وجود - برگردونیم، وقتی دو شی a و b در دو صفت a و b با هم به صورت بالعکس تفاضل دارند( یعنی a ، در صفت a افضل از b و b در صفت b افضل از a ) ، درین صورت، هم باید a افضل از b باشد و هم در عین حالb هم از همان لحاظ، افضل از a باشد و این تناقض است.

نام شما:
ایمیل شما (نمایش داده نخواهد شد):
حرف شما: