مـجله دیـــــنی فرهــنگی بیــــــنشجو
انتظار به معنای آماده شدن است، تلاش در راه ایجاد جامعه مهدوی... ادامه »
  • اندیشه‌ مهدویت منحصر به شیعیان و یا مسلمانان نیست؛ بلکه همه یا اغلب ادیان و مذاهب موجود در جهان، به گونه‌ای به “موعود” باور دارند.
  • در این زمینه یکی از روانشناسان به نام «آدلر» اظهار می‌دارد: به طور کلی در چهار تا پنج سالگی شخصیت، منش، رفتار و سبک خاص زندگی هر فرد مشخص می‌شود و این روال تقریباً تا آخر عمر ادامه می‌یابد.
غرب شناسی
غرب بیکنی (4)

طبیعت و ماورایش/ آیا ارتباطی بین طبیعت و ماوراء وجود دارد یا نه؟

در مقاله قبلی نقدی به نظریه تشکیک (به صورتی که امروز شناخته میشود) داشتیم.
 
شاید این سوال مطرح شود که چرا در مسیر نقد نظریه بیکن، به نقد تشکیک رسیدیم.
 
پاسخ آن است که به نظر نویسنده، نقطه قوت نظریه بیکن، وامدار نقطه ضعف نظریه تشکیک  است؛
وقتی که ما دو عالَم و دو مرتبه وجودی به نام مادی و مجرد در نظر بگیریم و از طرف دیگر، رابطه عوالم و مراتب طولی وجود(ماده و ما ورا) با همدیگر را فقط در ازل و در مقام تکوین و صدور بدانیم، خودمان فضا را برای نظریه خودبنیادی طبیعت گشوده ایم.
 
(نکته: در اینجا بحث ما تاریخی نیست تا گفته شود که بیکن دسترسی به نظریه تشکیک صدرایی نداشته است. بلکه نسبت چند تفکر با همدیگر را میسنجیم هرچند که اصل جداسازی عالم ماده و غیر ماده در فلسفه مشاء هم پذیرفته شده بود)
 
اما اگر در تفکیک عوالم وجودی فقط عالم اله را از عالم ما سوی الله جدا کنیم و همه ما سوی الله را با همه تفاوتهایی که دارند، عالم واحد بدانیم، تاثیر و تاثر موجوداتی مثل روح و جسم و جن و ملک و ... بر همدیگر مقبولتر خواهد بود، به نحوی که به راحتی میتوان دخالت امور غیبی مثل فرشتگان و اجنه را در مسایل جاری و محسوس، پذیرفت و لازم نیست برای توجیه روایاتی ازین دست، به توجیهات فلسفی دور از ذهن ، متوسل شویم.
 
در واقع نقطه قوت نظریه بیکن این است که آنچیزی که محسوس است، از این عالم است و آن اموری که محسوس نیستند، از عالم دیگری هستند و معقول است که صرف نظر از اصل صدور، هر عالمی در روابط درونیش خودبنیاد و مستقل باشد.
با قبول نظریه بیکن، ما برای شناخت روابط جهان پیرامون خود، فقط کافیست که اجزاء مادی و محسوس را بررسی کنیم زیرا امور غیبی، خارج از این عالم هستند و در این روابط دخالتی ندارند.
پس میشود با مطالعه طبیعت محسوس، به قانون لا یختلف و لا یتخلف رسید.
 
در حالی که اگر ما امور غیبی را هم جزیی از همین عالم بدانیم، برای شناخت جهان پیرامون و پیش بینی اتفاقات و توجیه تحولات آن، باید از امور غیبی هم اطلاع حاصل کنیم و قوانین حاکم بر آنها و نوع ارتباط و تاثیر آنها با امور محسوس را هم بررسی کنیم و البته به خاطر صعوبت مشاهده و امتناع تجربه در این امور، اساسا ابزار تجربه ابزاری ناکارامد خواهد بود و ضعف طریقت بیکنی بر اهل نظر آشکار خواهد شد.
 
مثلا اگر کسی گناهی مرتکب شود و در اثر آن  ظرف غذای او واژگون شود؛
طبق نظریه بیکن، این دو قضیه ربطی به هم ندارند چون موجودات محسوس، فقط از موجودات محسوس تاثیر میپذیرند.
 
طبق نظریه معهود بین فلاسفه اسلامی، ربط بین این دو واقعه به ازل و اصل صدور عالم محسوس از عالم غیر محسوس بر میگردد.
 
ولی طبق نظریه نویسنده، در اثر گناهی که صادر شد، فرشته ای آمد و ظرف غذای شخص گناهکار را واژگون کرد.
 
نکته:
تعبیر امور محسوس و امور غیر محسوس، یا امور مشهود و امور غیبی، دقیقتر از تعبیر مادی و مجرد هستند.
به شرط توفیق در فرصتی دیگر به این بحث خواهیم پرداخت.

مهدی زارعی


مرتبط :
غرب بیکنی (1)
غرب بیکنی (2)
غرب بیکنی (3)

کلیدواژگان:

حرف مردم
ناشناس
ثبت شده در تاریخ ۱۳۹۳/۰۴/۱۹
سلام
امیدوارم که خداوند به شما عمر طولانی بدهد

مهدیس السادات مشکات
ثبت شده در تاریخ ۱۳۹۳/۰۷/۱۳
با اهدای سلام. علاقمندم که مقالات بعدی نویسنده را دنبال نمایم.

رهگذر
ثبت شده در تاریخ ۱۳۹۳/۰۸/۰۴
تشکیک هرگز جدایی را موجب نیست .. تصویرتان نسبت به تشکیک ناصحیح است و حالا مدام هم روی این تصویر جلو میروید .. وقتی شکاف زخم دست شما بیشتر میشود و نفس شما بیشتر درد میکشد فرشته ای میاید به نفس شما میگوید بیشتر درد بکش؟ البته همین که در این مباحث بنیادی بحث میکنید برای بنده لازم التقدیر است یاعلی ..

مهدی زارعی
ثبت شده در تاریخ ۱۳۹۳/۰۸/۰۶
سلام
با تشکر از دوست منتقد
نکته اینه که بحث ما مبتنی بر جدایی یا عدم جدایی نیست
بحث تعدد عوالم است حالا با هر تفسیری
اگر ما عوالم وجود رو به گونه ای تصویر کنیم که دخالت در همدیگه به طور مستقیم نداشته باشند، و به این معنی جدای از هم باشند، درین صورت جهانی که مادی نامیده میشود خودبنیاد خواهد بود

اساس مدعای من اینه که امور مشهود، در نظام علی در عرض همی که دارند تنها نیستند.

به عبارت دیگه موجودات غیبی، فقط از بالا و در طول نیست که تاثیر دارند بلکه میتونن در عرض موجودات مشهود ایفای نقش کنند همونطور که ظاهر روایات هم هست.

اتصال به نحو اختلاط هست که این مشکل خودبنیادی رو دفع میکنه و الا اتصال و یگانگی به انحاء دیگه _ که ما صحبتی ازش نداشتیم_ چه صحیح باشه چه ناصحیح، مشکل خود بنیادی رو حل نمیکنه

با تشکر

رهگذر
ثبت شده در تاریخ ۱۳۹۳/۰۸/۰۸
سلام و خسته نباشین طولی بودن عالم مجرد و مادی موجب دخالت نداشتن امور غیبی در عالم ماده نیست مثلا وقتی نفس غضب میکند چهره سرخ میشود یا وقتی نفس میترسد قلب تند تند میزند و صدها مثال دیگر .. یاعلی

نام شما:
ایمیل شما (نمایش داده نخواهد شد):
حرف شما: