مـجله دیـــــنی فرهــنگی بیــــــنشجو
آنچه مهم است این است که طلبه‌ى دین، عالم دین و روحانى -به اصطلاح رایج- وظیفه‌ى خودش را در هر برهه‌اى از زمان تشخیص بدهد. اگر وظیفه تشخیص داده نشد، علم و تقوا و مانند اینها به درد نمیخورد؛ یعنى... ادامه »
حوزه
حجة الاسلام مهدی منصوری(استادفلسفه و کلام حوزه علمیه اصفهان)

نظام اسلامی تعلیم و تربیت (6)

"نظام اسلامی تعلیم و تربیت"عنوان سلسله مقالاتی است از حجة الاسلام و المسلمین مهدی منصوری، استاد فلسفه و کلام حوزه علمیه اصفهان  که در چند قسمت پی در پی در ذیل مباحث کرسی های آزاد اندیشی و نظریه پردازی در حوزه به آن می پردازیم.
سیر این مقاله به این صورت است که اول به بیان واقعیت علم می پردازد تا جایگاه نظام تعلیم و تربیت در اسلام روشن شود و بعد از آن به بیان وضعیت کنونی تعلیم و تربیت در سطوح آموزشی کشور (اعم از آموزش و پرورش، دانشگاه و حوزه)پرداخته و در آخر در پی راه حل برای این سیر آموزشی و پرورشی در زمان کنونی برآمده است.



4) 8 -  انسان از فطرتی برخوردار است که اقتضای آن شناخت و گرایش و پرستش کامل علی الاطلاق است.
 
نفس انسانی به جهت اینکه تجلی روح الهی است (نفخت فیه من روحی) حقیقتِ عالمِ امر و جنبه ی قدسی و ملکوتی دارد. حال این جنبه ی شناخت او و گرایش و پرستش وطن خود، همان نحوه ی خلقتی است که از آن تعبیر به فطرت می کنند. فطرت به دنبال شناخت و وصل و اتصال و به دنبال جستجو و گرایش و به دنبال پرستش حقیقت ماورایی است که کوچکترین نقصی در ساحتش راه ندارد و کامل علی الاطلاق است.
 
او می خواهد به گونه ای باشد که به حضور برسد، چون وطن خود را آنجا می داند. از اینرو خود را غریب می داند و نمی تواند با این بدن و اقتضاهای بدنی اُنس بگیرد به خاطر همین می خواهد صعود داشته باشد و پرواز کند و خود را به حضور برساند. برای این است که با شناخت می خواهد ارتباط و اتصال پیدا کند و می خواهد به اقتضای شناختی که پیدا کرده است به باید و نبایدهایی برسد که خود را به تمام معنا برهاند و به تجرد برسد و به مقام موت اختیاری و قطع تعلق از بدن نائل آید و با آن حقیقت خود ، اتحاد پیدا کند. او می خواهد به تمام معنا شناخت پیدا کند و کامل علی الاطلاق را بشناسد و می خواهد به او گرایش پیدا کند و پرستش او را کند و رنگ و بوی او را پیدا کند و اسماء الهی را در خود جلوه دهد و خلیفة الله بین موجوادت عالم شود.
 
در هر صورت فطرت، که نوع خلقت انسانی است، به دنبال ارتقاء و رسیدن به حقیقت انسانیت و بالتبع به دنبال اتصال به عالم الهی که وطن اصلی اش است می باشد-یعنی اگر کسی به مقام شامخ انسانیت باریافت درواقع به عالم قدس الهی متصل می شود که انسانیت و عالم قدس الهی همان وطن اصلی انسانیت است که امانت الهی را دریافت می کند و به مقام امین الله می رسد-  می خواهد از طریق شناخت به یکسری رفتارهائی برسد که به شناختی عظیم تر باریابد و شناخت خود را وسعت دهد. (اتقوا الله یعلمکم الله –من یتق الله یجعل له مخرجا –من یتق الله یجعل له فرقانا) و طوری  شود که به شناخت کامل و به عبارت دیگر یقین دست یابد.
 
4) 9 - و در اینجا که فطرت چنین حاجت و در خواستی دارد، عقل عملی را به عزم و انگیزه و رفتار می برد و او را به گرایش و پرستش کامل علی الاطلاق می کشاند یعنی عقل عملی عهده دار عزم واراده و عمل کردن می شود تا خواسته های فطرت را برآورده کند. همین که عقل عملی به خواسته ی فطرت تن می دهد و به خواسته ی او حرکت می کند به گرایش و پرستش در مقابل کامل علی الاطلاق  مشغول می شود و به خواسته های حیوانی و تعلقات نفسانی تن نمی دهد. از اینرو خود را به ذلت در مقابل کامل علی الاطلاق می اندازد و تسلیم او می شود و از او رضایت دارد و جان انسانی را رهبری می کند که به او تکیه و بر او توکل کند. به خاطر همین، عقل انسان جان انسانی را معنون به عنوان عبد می کند و جان انسان را به عبودیت می کشاند.
 
4) 10 - موقعی که 1- انسان باید به غایتی برسد 2- و نهایت او انسانیت و عقلانیت است 3- عقلانیت و انسانیت مساوی با ارتباط واتصال به عالم قدس الهی است  4-  و ارتباط و اتصال به عالم قدس الهی با تن دادن عقل عملی به خواسته های فطرت است  5- و با تن دادن به خواسته های فطرت جان آدمی به عبودیت کشانده می شود 6- و همین که عبد شود به انسانیت نائل می شود 7- پس عبد شدن غایت انسان است 8- و در نتیجه هدف خلقت انسان عبودیت است (ماخلقت الجن و النس الا لیعبدون) (العقل ما عبد به الرحمن واکتسب به الجنان)  9- و همین که جان آدمی به ذلت عبودیت آراسته گردد از فانیات، انفصال و جدایی پیدا می کند و وصل به باقی می شود که همان اقتضای عقل عملی است که او هم به اقتضای فطرت که حب به یقاء دارد و از فانی فراری است حرکت می کند (العقل حده انفصال عن الفانی و اتصال بالباقی)
 
عبد یعنی کسی که به تمام معنا وابسته و محتاج و کاملا فقیر است و از خود چیزی ندارد. خود را تحت اراده الهی میسپارد و از خود اراده ای در مقابل اراده الهی ندارد و به بایدها ونبایدهای او سراپا گوش است و سبک زندگی او بر محور اوامر و نواهی مولاست. در اینصورت است که با عبودیت و فرهنگ بندگی به مقام موت و قطع تعلق و فرار از ذلت خواسته های بدنی می رسد و آن خواسته ها حاکم بر او نشده و بلکه محکوم او می شوند. به همین خاطر لذت های حیوانی را به کنار می گذارد و با عبودیت جان او و تمام جنبه ها و ابعاد حیوانی اش جنبه بندگی و عبدگونه پیدا می کند. از اینرو شهوت و غضب او چون تحت سیطره عقلانیت و عبودیت است ، جنبه الهی و قدسی پیدا می کند. به همین خاطر در شریعت مسائلی همچون نکاح و ... و یا کشتن در جنگ ثواب دارد. چون دیانت روش عقلانیت را می گوید، از اینرو ثواب برایش قرار داده است.
 
 ادامه دارد ...


مرتبط:

نظام اسلامی تعلیم و تربیت (5)
نظام اسلامی تعلیم و تربیت (4)
نظام اسلامی تعلیم و تربیت (3)
نظام اسلامی تعلیم و تربیت (2)
نظام اسلامی تعلیم و تربیت (1)


منبع:

کلیدواژگان:

حرف مردم
هیچ
ثبت شده در تاریخ ۱۳۹۱/۱۲/۱۱
سلام خداقوت
خواستم از زحماتتون تشکر کرده باشم. اجرتون با حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء

نام شما:
ایمیل شما (نمایش داده نخواهد شد):
حرف شما: